نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  روزنامه‌ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه‌ها و نظریات اصلی و اساسی خود می‌پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می‌توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه‌ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح کشور با گرایش‌های مختلف سیاسی را می‌خوانید:

 

image

خطر فلج مغزی؛ این ویروس را جدی بگیرید

محمد ایمانی در کیهان نوشت:

مدت‌هاست سیاستمداران غربی درباره آشفتگی راهبردی در درون و بیرون آمریکا هشدار می‌دهند. به تازگی نیکولای سارکوزی رئیس‌جمهور اسبق فرانسه گفت «محور جهان در حال عبور از غرب، به شرق یعنی آسیاست. ما در گذشته بر جهان تسلط داشتیم، اما در حال حاضر به هیچ وجه مسلط نیستیم. روی کارآمدن غیرقابل باور ‌ترامپ، علت وخیم شدن شرایط غرب نیست، بلکه نشانه آن است». رأی ‌آوردن ‌ترامپ، تب تندی بود که دلالت بر عفونت شدید در نظام سیاسی- اجتماعی آمریکا می‌کرد. آن بیماری اکنون به ‌واسطه رفتار ‌ترامپ، در حال تشدید است. نتیجه سال‌ها پسرفت سیستم معیوب، سر کار آمدن ‌ترامپ بود و انحطاط و ناکارآمدی مضاعف این سیستم، نتیجه تصمیمات بعدی ‌ترامپ.

قبل از سارکوزی، «ولفگانگ ایشینگر» رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ، 25 بهمن 1395 به روزنامه ایندپندنت گفت: «جهان در حال عبور از غرب به عصر پساغرب است. کاهش نفوذ اروپا و آمریکا زمینه را برای کشورهای دیگر فراهم کرده تا نظم جهانی جدیدی را شکل دهند... دولت آمریکا ممکن است به منزله کاتالیزور [شتاب‌‌دهنده فعل و انفعالات] عمل کند. در دوره جدید، بازیگران غیرغربی، امور بین‌‌المللی را شکل می‌‌دهند. برخی از اساسی‌‌ترین ارکان غرب و نظم جهانی تضعیف شده. ناکامی‌ در پاسخ به درگیری‌ سوریه و اوکراین، ضعف ما را آشکار کرد و زمینه را برای پُر کردن خلأ توسط کشورهایی مانند ایران و روسیه فراهم نمود». همان ایام، خانم موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به «دی‌ولت» گفت «قدرت رهبری آمریکا در حال زوال است. من هرگز آمریکا را تا این حد بی‌ثبات و قطبی‌‌شده ندیده بودم».

ما در مواجهه با امپراتوری غرب، پیروزی‌های خیره‌کننده بسیار و در عین حال، ناکامی‌هایی داشته‌ایم؛ اما برآیند این روند، معطوف به قدرت‌افزایی و پیشبرد اراده جبهه مقاومت بوده است. اگر آمریکا و غرب دچار شکست‌های راهبردی شدند، بی‌تردید بخش مهمی ‌از آن به اراده و ایستادگی جمهوری اسلامی باز می‌گردد. وگرنه دولت‌های بوش و اوباما و ‌ترامپ باید به سودای تاجگذاری آمریکا در جهان می‌رسیدند. اما سال‌هاست که دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان و سپس ‌ترامپ، در اثر افتادن در سر بالایی، به طرز بی‌سابقه‌ای به جان هم افتاده‌اند؛ و همزمان، بحران اقتصادی بی‌سابقه، با 52 میلیون بیکار و 48 میلیون گرسنه مطلق و ده‌ها میلیون بی‌خانمان، در ایالات متحده کولاک می‌کند. آمریکا نه در عراق و نه در سوریه و لبنان و فلسطین و یمن، و از همه مهم‌تر در مقابل ایران، نتوانست اراده خود را پیش ببرد و در ازای هفت هزار میلیارد دلاری که در منطقه هزینه کرد، صرفا شاهد قدرتمند‌تر شدن جبهه مقاومت اسلامی است. چاره چیست؟ کدام ابزار باید ناتوانی آمریکا را جبران کند؟ عملیات روانی، با استفاده از محافلی که به امواج القایی و اِدراکی دشمن ضریب دهند یا اساساً، پیام‌های ویروسی ویرانگر ذهن و روح را فعال‌سازی کنند. کسانی که برای غرب، «ابهت» یا «اعتبار» بسازند، و در مقابل، جبهه خودی را ناتوان و درمانده و بیچاره وانمود کنند.

آقای روحانی دیروز گفت: «القای ناکارآمدی دولت و تحریف توانایی‌ها و موفقیت‌های بزرگ کشور، محور اصلی جنگ روانی دشمنان علیه ملت ایران است». نکته بسیار قابل تأملی است. چه کسانی پس از ناکامی ‌در انتخابات 88، بنا را گذاشتند به اینکه دولت مستقر را بی‌کفایت نشان دهند و به زیر بکشند؟ چه کسانی آدرس تحریم‌های فلج‌کننده را به دشمن دادند و پس از آنکه تحریم‌ها آغاز شد، اسکی روی موج دشمن ساخته را شروع کردند؟ موکول کردن حل مشکلات اقتصادی به توافق با آمریکا در حالی که در قبال دولت دهم می‌گفتند مشکلات ناشی از سوءمدیریت است، یک تحریف بزرگ بود. این تحریف، با مغالطاتی مانند «آمریکا کدخداست»، «آمریکا می‌‌تواند تمام توان نظامی ما را ظرف ۵ دقیقه نابود کند»، «خزانه خالی است»، «رفع تحریم‌‌ها و حل مشکل‌ اشتغال و آب خوردن و آلودگی هوا منوط به مذاکره است»، «اوباما بسیار مؤدب است»، «نمی‌‌توانیم با قهر و انزوا در دنیا زندگی کنیم»، «نباید با شعارهای توخالی مقابل قدرت‌‌ها ایستاد»، «امکان ندارد آمریکای زیر تعهد بزند»، «اروپا با آمریکا فرق می‌کند و پای توافق می‌ماند» و... دائما تشدید شد.

براستی خزانه دولت، سال 92 با محدودیت بیشتری مواجه بود یا امروز؟ چگونه به اوباما اعتماد کردند، در حالی که بانی حملات سایبری و ‌ترور دانشمندان، آشوب 88، تحریم‌های فلج‌کننده و جنگ نیابتی در کنار مرزهای ایران بود؟ مگر مصادره میلیارد‌ها دلار از اموال ایران و ریل‌گذاری تحریم‌های ویزا و آیسا و کاتسا، مربوط به اوباما نبود؟ آیا دولت او نبود که حمید ابوطالبی (معاون دفتر روحانی) را ‌تروریست خواند و ویزای حضور در نمایندگی ایران در سازمان ملل را نداد؟! آیا اتحاد دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در صدور تحریم‌های ضدایرانی فراموش شدنی است؟

کدام مشاوران، آدرس‌های گمراه‌کننده به خورد برخی سیاستمداران می‌دهند؟ چه شد که آن سیاستمدار مرحوم، 30 مرداد 95 در اجلاس آموزش و پرورش ادعا کرد «اگر آلمان و ژاپن محکم‌‌ترین اقتصاد دنیا را دارند، بعد از جنگ جهانی از داشتن نیروی نظامی محروم شدند... با این اقدام، پول‌‌هایشان آزاد شد و ‌دنبال کارهای علمی ‌و تولیدی رفته و اقتصاد دانش‌‌بنیان برای خود درست کردند. این راه باز شده و مطمئنم دوره دوم دولت روحانی می‌‌تواند ما را به آنجا برساند»؟! برخلاف این ادعا و طبق اعلام موسسه تحقیقات صلح استکهلم، آلمان با اختصاص 40/9 میلیارد دلار، در رتبه هشتمین کشور دارای بیشترین بودجه نظامی و ژاپن با اختصاص 36/7 میلیارد دلار، در رتبه نهم جهانی قرار داشت. چگونه در اوج تهدید‌های آمریکا و طرح «برجام 2» درباره خلع موشکی و نظامی ایران، توییتر همین سیاستمدار مدعی می‌شد «روزگار آینده، روزگار گفتمان است نه موشک»؟!

کدام قلم است که پس از همه خسارت‌های برجام، در روزنامه دولت می‌نویسد «برجام، مدل موفق همکاری دیپلماتیک بود»؟! کسی مطلع نباشد، تصور می‌کند لابد برنامه هسته‌ای، اوراق شده بود و با برجام احیا شد(!) یا مثلا دلار 23000 تومان بود، به 3700 تومان رساندند! یا اروپایی‌ها قبل از برجام، به هواپیمای آقایان ولایتی و خرازی و متکی و صالحی سوخت نمی‌دادند، ولی به هواپیمای آقای ظریف در مونیخ سوخت دادند! یا به نمایندگان ایران ویزا نمی‌دادند و به ابوطالبی دادند! یا، گرفتار تحریم‌های ویزا و کاتسا و آیسا بودیم و با برجام لغو شد!

خط تحریف بود که دولت و وزارت خارجه را دو سال معطل ‌تروئیکای اروپایی کرد اما آنها قطعنامه ضدایرانی را در «آژانس» به تصویب برسانند. ادعا می‌شد پرونده PMD بسته شده، اما اروپا همان را دوباره گشود! تحریف بود که برخلاف هشدار صاحب‌نظران، ادعا کرد آمریکا عهدشکنی نمی‌کند و ده تا ‌ترامپ دیگر سر کار بیاید، تحریم‌ها برنمی‌گردد. تحریف بود که سایت بزک‌کننده برجام و FATF نوشت «چرا ما عضو FATF نشویم و استرداد فرماندهان ارتش جنایتکار اسرائیل و بانیان آمریکایی تحریم‌ها را نخواهیم؟ چرا خودمان را از این امتیاز محروم کنیم؟ FATF را تصویب کنیم و ژنرال‌های اسرائیلی را تحویل بگیریم».

اما وقتی دادستان تهران اعلام کرد «۳۶ نفر از افرادی را که در ‌ترور حاج قاسم نقش داشتند، اعم از مسئولان آمریکا و دیگر دولت‌ها شناسایی شدند و توسط مقام قضایی برای آنها دستور جلب و اعلام وضعیت قرمز از طریق اینترپل صادر شده»، برایان هوک رئیس در آمریکا گفت «اینترپل دخالتی نکرده و هشدار قرمز منتشر نخواهد کرد. اقدام ایران را جدی نگیرید». سپس اینترپل اعلام کرد «این سازمان درخواست دادستانی ایران را جدی نمی‌‌گیرد». چرا FATF و اینترپل، درباره قاتلان سردار مبارزه با ‌تروریسم در منطقه و مفسدان و پولشویان فراری به غرب، کمترین همکاری را نکردند؟

روزنامه زنجیره‌ای از جان آقای ظریف چه می‌خواهد که از قول رئیس گروهک نهضت آزادی تیتر زده؛ «به ظریف گفتیم در راه مصدق قدم بردار». مشی مصدق در اعتماد به آمریکا و غافلگیر شدن با کودتای CIA و MI6، سزاوار عبرت است یا الگو گرفتن؟ رسانه‌های زنجیره‌ای، به کجا وصلند که راهبرد عملیاتی و موفق امثال سردار سلیمانی را تخریب می‌کردند اما همزمان، خواستار سرمشق قرار دادن امثال مصدق بودند؟ سردار سلیمانی و همرزمانش، سر دشمن را در جنگ نیابتی به سنگ کوبیدند و حال آنکه در مقابل‌شان جبهه‌ای قدرتمند بود. الگو شدن این رویکرد در مدیریت و اقتصاد کشور، از نگاه دشمن بسیار خطرناک بود. بنابراین، رویکرد مقاومت، از سال 88 تا به امروز آماج حملات رسانه‌ای است.

مکتب سردار سلیمانی را کوبیدند چون خط نفوذ و تحریف را شناخته بود و هشدار می‌داد «برای دشمن، برجام، سه ضلعی است نه یک ضلعی. اینکه اصرار می‌‌‌کنند بر برجام 2، برای این است که می‌خواهند این تحرکی را که از ایران اسلامی به جهان اسلام روح و جان داده، بخشکانند. اگر العیاذبالله ما رفتیم و در برجام 2 شرکت کردیم، تمام می‌شود؟ نه، برجام اصلی در داخل ایران است. آنها برجام سه هم خواهند داشت، چون معتقدند چشمه باید در ایران خشکانده شود» و «در خط مقدم جنگ با دشمن، نباید دو صدا بلند شود و کسانی بگویند دشمن نیست، دوست است. خوارج، محصول ‌ترویج همین نگاه بودند. اگر صاحب‌منصبانی آدرس غلط دادند و در جامعه دوصدایی درست کردند، مرتکب خیانت شده‌اند. کوچه دادن به دشمن، بد‌ترین نوع خیانت است.‌ ترویج فهم غلط از دشمن، حساسیت جامعه را از بین بردن و در درون آن تفرقه درست کردن، خیانت است».

سخنان «هرتسل ‌هالوی» فرمانده رکن اطلاعات در ستاد کل ارتش اسرائیل، بسیار قابل‌تأمل است که آبان‌ 94 به مدیران مجموعه خود گفت «از ابتدای انقلاب 1979، ما 3 برابر رشد علمی ‌داشته‌‌ایم اما رشد ایران 20 برابر شده. آنها به برتری فنی نزدیک می‌‌‌شوند. جنگ واقعی در آینده نیست؛ همین حالا جریان دارد. برداشته شدن فاصله 30 سال پیش، برای ما بسیار پُرهزینه خواهد بود. جنگ امروز، جنگ ذهن‌‌هاست و تبلیغات طرف مقابل می‌‌‌تواند روحیه اسرائیلی‌‌ها را در هم بشکند». خط تحریف، دقیقاً به‌خاطر دغدغه اسرائیل و آمریکاست که بر مهندسی وارونگی در افکار عمومی ایران اصرار دارد؛ چیزی شبیه خرابکاری سایبری برای اختلال و انهدام یک سیستم از درون.

image

دردنامه ای برای این 3 گروه 

سید صادق غفوریان

روزگارشان قبلا هم چندان آش دهان سوزی نبود، کرونا که آمد اولین ضربه اش انگار بر پیکر آن ها فرود آمد. حالا آن قدر آن ها را زیاد می بینیم که گویی دیگر دیده نمی شوند.

در این دردنامه می خواهیم درباره سه گروه بگوییم و درد و رنجشان را با هم مرور کنیم، شاید که از میان این نوشتارها و یادآوری ها گام های جدی تری برداشته شود، چه از سوی مسئولان و چه هر کدام از من و شما که حداقل وظیفه مان رعایت جانب انسانیت و نوع دوستی است.

 

اما این دردنامه برای این 3 گروه است:

1- کودکان خیابانی

2- زباله گردها

3- زنان متکدی

 

کودکان خیابانی این جا، آن جا، همه جا

 

حالا دیگر آن ها را نمی توان ندید، همه جا هستند در کوچه ها و خیابان ها درحال تکدی گری یا کاری شبیه آن، سر گذرها یا پشت چراغ های قرمزبه بهانه نظافت شیشه خودروها به نوعی به همان تکدی گری مشغول اند. حالا دیگر مسئولان هم حرف و ایده جدیدی درباره آن ها ندارند. آمار و روایت امروز مسئولان بهزیستی، شهرداری و بعضا نمایندگان مجلس درباره آن ها همان آمار قدیمی است که 90درصد کودکان خیابانی مهاجران قانونی و غیرقانونی از کشورهای همسایه شرقی هستند. این آمار البته در برخی سال ها از 50 تا 90 درصد در حال تغییر بوده است اما به طور مشخص و حداقل از پنج سال گذشته تا امروز هرگاه موضوع این کودکان در صحبت مسئولان به میان می آید همین اعداد و ارقام تکراری مطرح می شود و دریغ از طرح و برنامه مشخصی که آثارش به طور عینی و دایمی در جامعه جاری و ساری شود. همواره وجود باندهای سودجو در پشت پرده حضور این کودکان در خیابان ها مطرح است اما ظاهرا آن ها آن قدر قدرت دارند که خودشان را بر پیکر جامعه تحمیل کنند.

 

به هر روی این کودکان بی گناه و به معنای واقعی «مظلوم» که گاهی نیز اخباری هولناک از جنایت هایی که بر آن ها می رود، منتشر می شود، تنها سوژه هایی برای تماشا در خیابان ها نیستند. امروز بهزیستی و شهرداری ها برای عملکردشان در قبال این واقعیت اجتماعی چه پاسخی دارند؟ آیا سامان دهی این کودکان بی گناه با هر ملیتی که هستند، آن قدر امر ناممکن و پیچیده ای است که نمی توان برایش گامی برداشت؟

 

زباله گردها این روزها مظلوم تر از همیشه

 

در این روزها غم انگیزترین تصاویر شهرها که هرنقطه اش جایی برای جولان ویروس است، آن جاست که زباله گردی را ببینیم که برای یافتن تکه های بازیافتی تا کمر در مخزن زباله فرو رفته است. زباله هایی که همه می دانیم حالا به دلیل شیوع بیماری و ملاحظات مردم، بیش از هر زمان دیگری به  منشأ جدی انتشار ویروس تبدیل شده است. اما این گروه که احتمالا بخشی از آن ها معتادان مواد مخدر هستند و چرخ خوراک و اعتیادشان از همین طریق می چرخد، انگار که مدت هاست به بخش فراموش شده جامعه تبدیل شده اند و کسی کاری به آن ها ندارد و آن ها هم گویی کاری با کسی ندارند. بهزیستی و شهرداری ها هم دلشان خوش است که با ایجاد چند گرمخانه به منظور شب خوابی زباله گردها و کارتن خواب ها برایشان کاری کرده اند. نمی خواهم در این باره داوری کنم اما اگر مسئولان نام این اقدام را «سامان دهی» گذاشته اند که وای بر آن ها و وای بر ما برای این مسئولان. همین روزهای قبل بود که خبر نزاع مرگبار دو زباله گرد بر سر یک تکه زباله بازیافتی که به قتل یکی از آن ها منجر می شود، در رسانه ها منتشر شد و نمی دانیم وقتی مسئولان مربوط این خبر را شنیدند آیا تنشان لرزید یا نه؟ قطعا آن زباله گرد که امروز نامش «قاتل» است، از زباله گردی به دنبال قتل نبوده بلکه برای یافتن یک لقمه نان و زنده ماندن روزگارش به این تباهی کشیده شده است.

 

زنانی که باید مادری کنند اما...

 

هنوز از چند روز قبل تصویر زنی دخترکش را پشت چراغ قرمز که تکدی گری می کردند، در ذهن دارم؛ دخترک هفت هشت ساله با ماسکی کثیف روی صورت که با حالتی نزار و خسته در پی مادرش از این سو به آن سو می رفت. من و هیچ کدام از خودروهای گذری نمی دانیم چه شرایطی آن ها را به این وضعیت کشانده است و نهایت قدمی که هر یک از ما می توانیم برداریم همین است که دست در جیب و مبلغی به آن ها کمک کنیم اما هیچ گاه این کمک های خرد، زندگی نابه سامان آن ها را سامان نخواهد داد. کیست که نداند این زنان آسیب دیده از ناملایمات  زندگی نیازمند شرایط توان یابی و بازآفرینی برای زندگی بهتر  توسط انجمن های مردم نهاد با حمایت بهزیستی هستند که باز نمی دانیم بهزیستی برای این بخش اکنون چه پاسخی دارد.

 

حالا ما...

 

  در وضعیت کنونی که تنگناهای معیشتی رو به افزایش است، شمار این طبقات آسیب پذیر نیز رو به فزونی نهاده و از سوی دیگر مسئولیت اجتماعی مردم را دوچندان کرده است. دراین که رفع آسیب ها و حمایت از این اقشار وظیفه  دستگاه ها و نهادهای رسمی  است شکی نیست اما این که من و شما بخواهیم به عنوان شهروندان، با این بهانه که سامان دهی این آسیب ها فقط و فقط وظیفه این بخش هاست، تنها  نظاره گر باشیم قطعا هیچ گاه مشکلی حل نخواهد شد که در هیچ جای دنیا نیز این گونه نیست. آری، قطعا دولت ها و سازمان های مددکار، مسئولیت سامان دهی و کنترل این شرایط را دارند اما ورود مردم و به ویژه حمایت های هدفمند آن ها  نقش موثری در کاستن از این  آسیب ها  دارد.شک نکنیم که این کودکان، این زباله گردها و این زنان نیز همچون ما و اعضای خانواده مان پر از آرزوهایی هستند که می توانیم بخشی از آن را محقق کنیم...

 

 

image

 

مقابله علیه خط تحریف با بزرگداشت غدیر

 

سید عبدالله متولیان در جوان نوشت:

 

قرآن کریم در بیان قصص پیشینیان و وقایع تاریخی ما را به «عبرت آموزی» و «گذشته را چراغ راه آینده قرار دادن» فرا می‌خواند. واقعه غدیر نیز از این قاعده قرآنی مستثنی نیست. نگاه ما به واقعه غدیرخم، نگاهی جاری، فرازمانی، درس‌آموز و نگاهی است که غدیر را در بادیه و بیابان گداخته و تفتیده جحفه و سرزمین حجاز محدود نمی‌سازد. واقعه غدیر به مهم‌ترین، کلیدی‌ترین، بنیادی‌ترین و اساسی‌ترین مسئله امت اسلام یعنی حکومت و نحوه اداره جامعه اسلامی پرداخته است.

مهم‌ترین مسئله هر ملتی در جهان و در طول تاریخ، مسئله حکومت و نحوه اداره و مدیریت جامعه است و غدیر این مسئله را با بهترین راهکار و به شکلی کامل و بی عیب و نقص، فراگیر و جامع و زیبا حل کرده و سلسله امامت مسلمین را منحصر در افراد صالح و معصوم منصوب از ناحیه خداوند معرفی نموده و بنا به وصیت امام حسن عسکری (ع) و نسخه امام عصر در زمان غیبت، امامت مسلمین به عهده (ولی) فقیه عادل که خویشتندار، نگاهبان دین، مخالف هوای نفس و مطیع امر مولایش باشد گذاشته شده است.

مجموعه آیات و روایات مرتبط با واقعه غدیر از حقیقت تلخ سخت و غیرقابل پذیرش بودن مسئله جانشینی پیامبر اکرم (ص) و معرفی امیرالمؤمنین علی (ع) پرده برمی‌دارد. وقایع و رخداد‌های پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و تشکیل سقیفه بنی ساعده و منصوب نمودن ابوبکر به‌عنوان خلیفه مسلمین بر این حقیقت تلخ مهر تأیید زده است.

اهمیت غدیر و مسئله امامت مسلمین و خالی نماندن زمین از حجت خداوند از نزول آیه ۶۷ سوره مبارکه مائده به خوبی قابل درک است. از نظر قرآن کریم، مسئله غدیر و ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام معادل رسالت پیامبر (ص) و عدم ابلاغ آن، معادل بیهوده بودن رسالت پیامبر اکرم (ص) شمرده شده است. وقتی خدای متعال پیامبرش را تهدید می‌کند که اگر مسئله امامت مسلمانان (و ولایت علی) را ابلاغ نکنی تمام کار‌ها و زحمات ۲۳ ساله‌ات را پوچ می‌انگاریم، به این معنی است که:

اولاً کسانی که ولایت امیرالمؤمنین (ع) را نپذیرند در حقیقت رسالت پیامبر (ص) را قبول ندارند.

ثانیاً ابلاغ این مسئله مهم با رسالت پیامبر (ص) مساوی و برابر است.

ثالثاً نفی ولایت علی (ع) که در واقع نفی رسالت پیامبر (ص) است سبب بروز و تشدید اختلاف بین مسلمین خواهد شد.

در منطق الهی در قرآن کریم و بر اساس آیه اکمال دین (آیه ۳ سوره مائده) ولایت امیرالمؤمنین:

اولاً مظهر اکمال دین و اتمام نعمت شمرده شده.

ثانیاً ولایت و امامت اهل‌بیت علت تامه حفظ دین و عامل وحدت بخش مسلمین است.

ثالثاً قبول ولایت و امامت اهل‌بیت علیهم‌السلام شرط تداوم نعمات خداوندی است.

رابعاً معرفی ولایت و امامت اهل‌بیت علیهم‌السلام سبب مأیوس شدن کافران از امکان انحراف (تحریف) دین اسلام می‌شود.

به فرمایش مقام معظم رهبری: «مسئله غدیر، مسئله ایجاد یک شاخص است، یک معیار و یک میزان است تا آخر دنیا مسلمانان می‌توانند این شاخص را و این معیار را جلوی خودشان قرار بدهند و تکلیف مسیر عمومی امت را معین کنند» (۱۵ آذرماه ۸۸) و این همان موضوعی است که امام راحل نیز بر آن تأکید داشته اند: «ولایتی که در غدیر است به معنای حکومت است نه معنای مقام معنوی، مسئله، مسئله حکومت است. مسئله سیاست است خدای تبارک و تعالی این حکومت و این سیاست را امر کرد که پیغمبر به حضرت امیر واگذار کند.» (صحیفه ج ۲۰ ص ۱۱۳-۱۱۵)

بر اساس آنچه که گفته شد علت اصلی انحراف در ادیان آسمانی پیش از اسلام (یهود و مسیحیت و...) نبود امام معصوم از جانب خدا است و وجود امام معصوم در دین اسلام عطیه خاصه خداوندی به امت حضرت محمد است که در وصیت آن حضرت نیز اهل‌بیت علیهم‌السلام در کنار قرآن کریم به‌عنوان یکی از دوبال صعود مسلمانان به قله‌های بلند معنویت انسانی و جایگاه رفیع اسلام معرفی شده است: آنچه که در اتفاقات و رخداد‌های پس از واقعه بزرگ غدیر خم رقم خورد مصداق عینی و تمام عیار تحریف است. شورای سقیفه با تفسیر غلط از وصیت پیامبر گرامی اسلام در باره امامت و جانشینی، عملاً علاوه بر تحریف سنت نبوی و شخص پیامبر اکرم (ص) مفهوم و گستره ولایت و امامت را هم تحریف کردند. در تاریخ اسلام در هیچ مسئله‌ای (اعم از اصول و فروع دین) به اندازه خلافت و امامت مسلمین، اختلاف وجود نداشته است و ریشه اصلی اختلافات موجود در جهان اسلام به تحریف برمی‌گردد.

علاوه بر آن تحریف رخ داده در مسیر غدیر، سبب طمع ورزی دشمنان اسلام شده و طی سده‌های مختلف دشمنان اسلام زهر خود را از شاهرگ تحریف به کام امت اسلامی ریخته و آتش اختلافات را شعله ورتر کرده و به استعمار و غارت منابع جهان اسلام پرداخته‌اند. بر این مبنا بزرگداشت و تکریم عید بزرگ غدیر تنها فراتر از یک جشن، یک جهاد بزرگ با هدف تصحیح تحریف صورت گرفته در بستر تاریخ مطرح است.

در امتداد خط تحریف رخ داده در غدیر، امروز آن چیزی که نظام جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند (بیش از تهدید خارجی)، تحریف آرمان‌ها و اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی است که در دهه چهارم انقلاب مورد تذکر و انذار ویژه رهبری معظم انقلاب قرار گرفته تا جایی که معظم له در اقدامی هوشمندانه، سخنرانی مراسم ارتحال حضرت امام خمینی سلام‌الله علیه در سال ۹٤ را به موضوع مهم تحریف امام راحل اختصاص داده و خطرات این اقدام موذیانه را به مردم و مسئولان گوشزد فرمودند و اینک در سخنرانی عید سعید قربان مجدداً تحریف را به‌عنوان مکمل تحریم مطرح فرموده و تأکید کردند که اگر تحریف شکست بخورد قطعاً تحریم شکست خواهد خورد.

جلوگیری از تحریف انقلاب اسلامی، امام خمینی و اهداف والای نظام اسلامی به‌عنوان یک تکلیف دینی، عقلی، قانونی، منطقی و تجربی فراروی ماست.

 

image

 

کلیات ابوالبقاء

محمدرضا خباز نماینده ادوار مجلس در آرمان نوشت:

 

اقتصاد کشور ما، اقتصاد همراه با تورم و رکودی است. یعنی سخت‌ترین و بحرانی‌ترین اقتصادی که می‌شود آن را تصور کرد. اگر در کشوری تورم حاکم باشد، یکی از راه‌ها این است که بودجه انقباضی و در نهایت مسیر انقباضی به پیش گیرند و اگر رکود حاکم باشد، راه این است که نقدینگی بیشتری به بازار تزریق شود تا کشور از رکود خارج شود. ولی وقتی که هم رکود و هم تورم اقتصاد کشوری را دربرگرفته نسخه‌ای که برای تورم می‌نویسند، علیه رکود است و وقتی نسخه برای رکود می‌نویسند، به ضرر تورم تمام می‌شود. یعنی دو راه علاج ضد یکدیگر که حل مشکل را سخت می‌کند و تنها به صرف گفتن مسئولان کار عملیاتی نمی‌شود. واقعیت این است که برای نجات کشور، سرمایه لازم است.

 

الزامی که قابل انکار نیست و فهم آن نیاز به تخصص اقتصادی ندارد. این سرمایه یا باید از آن خود کشور باشد یا باید سرمایه‌گذار خارجی بپذیرد و چنانچه سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی یا توامان با هم اتفاق افتاد، از آن روز امیدی به اصلاح امور هست. در غیر این‌صورت نسخه‌هایی که نوشته می‌شود، شعاری بیش نخواهد بود.

 

سوال این است وقتی سرمایه نداشتید که بتوانید سرمایه‌گذاری کنید، چگونه می‌توانید اشتغال را حل کنید و نرخ تورم را پایین بیاورید؟ در شرایط امروز کشور که درآمد نفتی ما در اثر تحریم‌ها به یک‌دهم کاهش پیدا کرده، از طرف دیگر هیچ‌گونه سرمایه‌گذاری خارجی با تحریم آمریکا در کشور اتفاق نیفتاده، مراجعه به سرمایه‌های بخش خصوصی موضوعی است که مردم باید سرمایه‌های خود را از طریق بورس در اختیار دولت بگذارند تا دولت بتواند اشتغالزایی و تورم‌زدایی کند. حالا سوالم از دوستانی که برای اقتصاد نسخه می‌نویسند این است که سرمایه را از کجا بیاوریم؟ ارائه پیشنهادهای کلی یا به عبارتی «کلیات ابوالبقاء» که کار سختی نیست، مهم پیداکردن راهکار است. وقتی می‌گویند اقتصاد را مردمی کنیم، بگویند چگونه مردمی کنیم؟ درحالی‌که مردم نسبت به بعضی تصمیمات مجلس علامت سوال بزرگی دارند، بزرگ‌ترین دستگاه نظارتی که دیوان محاسبات است پرونده‌ها را در دیدگاه همگان قرار دهد. مستندات را در اختیار افکار عمومی قرار دهید تا مردم اطمینان پیدا کنند که شعار نیست بلکه عمل است.

 

وقتی می‌گویند اقتصاد را شفاف‌سازی کنیم، اقتصاد چگونه شفاف می‌شود؟ وقتی از کارآمدسازی سخن می‌گویند باید راهکار ارائه دهند و همینطور هوشمندسازی نیز بستر و راه خود را می‌طلبد. قرار بود مجلس انقلابی اول از خودش شروع کند؛ «تا که ازخود نگذری، ازدیگران نتوان گذشت». مجلس در ابتدا همه هزینه‌هایش را شفاف‌سازی کند و در اختیار افکار عمومی قرار دهد تا مردم بدانند اعتبارات چندصد میلیاردی مجلس چگونه هزینه شده است؟ همین بودجه مجلس را کارآمد کنند و نحوه هزینه‌اش را ارائه دهند تا نشان دهند چنین الگویی در دستورکار قرار داده‌اند. شعار دادن و سخنرانی کردن هزینه نمی‌خواهد. هزینه جایی است که قرار است حرف‌های خوب به عمل تبدیل شود.

 

 

image

 

 

کنکور چالشی فراتر از کرونا

 

سید فاطمه ذوالقدر در ابتکار نوشت:

 

این روزها که از همه‫گیری ویروس کرونا و افزایش آمار مبتلایان در رنج و نگرانی هستیم پرهیز از تجمعات از مهم ترین پیشگیری های این بیماری ناشناخته است تا با توجه به سرعت انتشار و سرایت این بیماری با آماجی از مبتلایان و درنتیجه ناتوانی سیستم درمانی و وقوع بحران مواجه نباشیم.

 

حال در این میان یکی از بزرگ‫ترین این تجمعات یعنی برگزاری کنکور سراسری برای بیش از یک میلیون دانش‫آموز در جای جای این کشور، محل مناقشه و حتی دعواهای سیاسی شده است. در زمان وزارت آقای بطحایی وزیر وقت آموزش و پرورش، جهت مافیای کنکور که سود کلان از این طریق کسب می کنند و عدم نظارت و مقابله، از وزیر وقت در صحن علنی مجلس دهم سوال کردیم و به جهت عدم اقناع نمایندگان از پاسخ، وزیرکارت زرد از نمایندگان مجلس دهم کرفت و در اعطای رای اعتماد به آقای حاجی میرزایی نیز که پس آقای بطحایی، برمسند وزارت آموزش و پرورش تکیه زدند، قول تعیین تکلیف این موضوع را گرفتیم. اما هیچ عزم جدی برای مبارزه با این مافیا مشاهده نمی‫شود. چه بسا با حذف کنکور که همین مافیا و موسسات آزاد آموزشی تقویت کنکور، بزرگ‫ترین مانع آن است، هم اکنون با چنین مشکلاتی از یک سو و از سوی دیگر با اضطراب روحی و روانی فرزندان این مرز و بوم و خانواده آنان که به اندازه کافی از برگزاری کنکور در نگرانی هستند، مواجه نمی‫شدیم. حال موضوع کرونا و وعده های متزلزل برگزاری و عدم برگزاری آن نیز بر معضلات و مشکلات ریز و درشت خانواده و جامعه افزوده و اضطراب و نگرانی ایشان را دوچندان کرده است‫.

 

برگزاری کنکور سراسری همانند بسیاری کشورها می بایست حذف شود و موارد دیگر مانند معدل و ارزشیابی درسی و ملحوظ داشتن سوابق تحصیلی دانش‫آموزان – اگر نه در همه رشته‫ها - اما در بسیاری موارد، می‫توان معیار و ملاک قرار گیرد و در این چند ماه بهترین فرصت بود تا این تصمیم خداپسندانه اتخاذ شود. اما همچنان مافیای کنکور اجازه تصمیم گیری درست به مسئولان امر نمی‫دهد. حال باید گفت اگر نتوانسته‫اید یک بار برای همیشه تعیین تکلیف کنید، لااقل در این برهه حساس تصمیم سریع و قاطع بگیرید و اجازه ندهید، برگزاری کنکور به محل مناقشه تبدیل شود.

 

تصور اینکه برگزاری این تجمع سراسری چه نتایج فاجعه باری می‫تواند داشته باشد، به چالشی میان مسئولان و حتی مردم و خانواده‫های دانش‫آموزان تبدیل شده است چرا که عده‫ای خواهان برگزاری به جهت تعیین تکلیف زودتر و رفع اضطراب از فرزندان هستند و برخی دیگر نگران سلامتی جسمانی ایشان. درنهایت باید گفت زودتر تصمیم‫گیری کنید و در این خصوص به قطعیت، موضع خود را اعلام کنید اینکه دانش‫آموزان و خانواده‫های آنها امروز از دولت بشنوند، برگزار می‫شود و فردا از مجلس خبر تصویب دوفوریت عدم برگزاری منتشر شود، جز نگرانی، سردرگمی، اضطراب و استرس ارمغان دیگری همراه ندارد. بنابراین زودتر نتیجه قطعی باید اعلام شود و چنانچه تصمیم به برگزاری باشد باید با اجرای قوی و سختگیرانه پروتکل‫های بهداشتی همراه باشد تا شاهد افزایش آمار مبتلایان و بروز معضلات و نگرانی‫های بیشتر در میان فرزندان و آینده سازان کشور، خانواده‫ها و جامعه نباشیم.

 

انتهای پیام/ک

منبع