سبد خرید خالي مي باشد
بیشتر بخوانید

image

واحد مرکزی خبر نوشت: پلیس فتای استان مرکزی از بازداشت نوجوانی ۱۶ ساله خبر داد که بیش از یک میلیارد ریال از حساب بانکی۱۲۷ شهروند سرقت کرده بود.

فرمانده انتظامی استان مرکزی گفت:‌ در پی مراجعه جوانی به پلیس فتا استان مبنی بر این‌ که مبلغ ۹ میلیون ریال به‌ صورت غیرمجاز از حساب بانکی اش برداشت شده است، موضوع به صورت ویژه در دستور کار کارشناسان این پلیس قرار گرفت.

سرهنگ مفخمی شهرستانی افزود: در تحقیقات تخصصی پلیس فتا مشخص شد چندی پیش فرد شاکی در یک کانال تلگرامی فروش اکانت یک بازی کامپیوتری را با قیمتی استثنایی مشاهده کرده و از درگاه بانکی تعبیه شده در این کانال برای خرید اقدام می کند که ضمن عدم موفقیت در خرید ، اطلاعات حساب بانکی اش را در درگاه بانکی جعلی که از سوی مدیر این کانال طراحی شده بود، وارد کرده و مدتی بعد در حدود ۹ میلیون ریال از حساب بانکی اش به صورت غیرمجاز برداشت می شود.

وی ادامه داد: با آغاز اقدامات تخصصی و فنی کارشناسان پلیس فتا استان، نوجوانی ۱۶ ساله که ساکن یکی دیگر از استان های کشور بود، شناسایی و با هماهنگی مقام قضائی با اعزام تیمی از ماموران انتظامی دستگیر و برای تکمیل تحقیقات به پلیس فتا استان دلالت شد.

فرمانده انتظامی استان مرکزی گفت: در خلال تحقیقات پلیس و با توجه به اسناد و مدارک به دست آمده، متهم اعتراف کرد که در ابتدا یک درگاه بانکی جعلی (فیشینگ) را طراحی کرده و با تبلیغات گسترده در شبکه های اجتماعی به خصوص تلگرام و تحت عناوینی چون فروش شارژ، فروش اکانت بازی ps۴ لینک این درگاه‌های جعلی را در فضای معرفی می کرده و تعداد زیادی اطلاعات حساب از این طریق به دست آورده و اقدام به برداشت غیرمجاز از آن‌ها کرده است.

سرهنگ مخفمی شهرستانی افزود:‌ در بررسی های تخصصی پلیس بر روی تجهیزات رایانه ای این فرد، اطلاعات حساب بانکی ۱۲۷ شهروند در سراسر کشور به دست آمد و مشخص شد که این نوجوان در حدود یک میلیارد و ۴۴ میلیون و ۲۵ هزار ریال از این حساب هاب بانکی به صورت غیر مجاز برداشت داشته است.

وی در ادامه به شهروندان هشدار داد: از عضویت در کانال‌های تلگرامی تحت عناوین فروش شارژ ارزان‌قیمت، فروش اکانت بازی‌های رایانه‌ای، صیغه یابی، ماهواره جیبی و... جدا خودداری کنند تا در دام افراد شیاد و کلاه‌بردار قرار نگیرند.

️فرمانده انتظامی استان مرکزی تاکید کرد: تمام درگاه‌های بانکی از پروتکل ssl استفاده می‌کنند که با علامت https در ابتدای آدرس سایت نمایش داده می‌شوند و لازم است کاربران بانکی به آدرس سایت توجه کامل داشته باشند چراکه تمام بانک‌ها از آدرس مختص خود جهت سرویس‌دهی به کاربران استفاده می‌کنند و مراقبت باشند ‌که کلاه‌برداران برای معرفی تارنمای خود از حروف اضافه‌تر یا حروف مشابه استفاده می‌کنند تا بتوانند کاربران خود را فریب دهند.

کاربران فضای مجازی درصورتی‌که با چنین مواردی برخورد کردند موضوع را سریعاً از طریق سایت پلیس فتا به نشانی www.cyberpolice.ir بخش تماس با کارشناسان پلیس فتا در میان بگذارند....

image

ایران نوشت: سال 93 زنی 30 ساله به نام مژگان از اهالی روستای سعید آباد شهرستان پردیس به شکل مرموزی ناپدید شد. هیچ کس از سرنوشت او اطلاعی نداشت. حتی گوشی تلفن همراهش نیز خاموش بود. از آنجا که همه از اختلافات زن جوان با همسر معتادش خبر داشتند به این مرد ظنین شده بودند اما وی با ابراز بی‌اطلاعی از سرنوشت همسرش برای رفع اتهام از خود راهی کلانتری و دادسرا شد تا پرونده‌ای درباره ناپدید شدن مژگان تشکیل دهد.

او حتی برگه شکایتش به دادسرا را نیز به عنوان سندی بر بیگناهی خود به همه نشان داد. اما هیچ کس جز او نمی‌دانست این پرونده مختومه شده است.جست و جوها از سوی بستگان زن گمشده ادامه داشت تا اینکه شوهرش شایعه مهاجرت او به ترکیه را سر زبان‌ها انداخت و کم کم همه باور کردند که این زن بدون اطلاع خانواده‌اش به خارج از کشور رفته است.شاهد خردسال5 سالی از این اتفاق گذشته بود ودیگر همه باور کرده بودند که زن جوان بی‌خبر، همسر و دختر کوچولویش را رها و در ترکیه زندگی جدیدی را شروع کرده است. اما فقط دختر مژگان و مادر پیرش که مسئولیت نگهداری از نوه‌اش را بر عهده داشت همچنان نگران سرنوشت او بودند و در خلوت خود برایش اشک می‌ریختند و بی‌تابی می‌کردند.دخترک که بعد از ناپدید شدن مادرش کم حرف و گوشه گیر شده بود حاضر نبود کنار پدرش زندگی کند اما اطرافیانش، رفتارهای او را به نبود مادر و اعتیاد پدر ربط می‌دادند و کسی به جز مادربزرگ پای درددل هایش نمی‌نشست.چندباری خواسته بود ماجرای آن روز شوم را برای مادربزرگ تعریف کند اما نه کسی حرفش را جدی گرفت و نه ترس از تهدیدهای پدر اجازه داد لب به سخن باز کند. اما سرانجام در یکی از روزهایی که کنار مادربزرگ درددل می‌کرد راز هولناکی را که در سینه داشت برملا کرد و از ماجرای قتل مادرش به دست پدر پرده برداشت.مادربزرگ که از شنیدن این راز شوکه شده بود، بدون این‌که به کسی چیزی بگوید با نوه‌اش پیش پلیس رفت و پرده از جنایت دامادش برداشت.دختر کوچولو به پلیس گفت: «آن روز مامان و بابا مثل همیشه دعوایشان شد. بابا خیلی عصبانی بود و در یک لحظه گردن مامان را گرفت و آنقدر فشار داد تا او روی زمین افتاد. من گریه می‌کردم و بابا مرا به اتاق دیگر برد. بعد هم تهدیدم کرد که با کسی حرفی نزنم وگرنه مرا هم می‌کشد...»اعتراف‌های مرد معتادسرهنگ غلامرضا حسنوند، فرماندهی انتظامی شهرستان پردیس  گفت: «با اظهاراتی که دختر 10 ساله داشت، پدرش بازداشت شد. متهم که اعتیاد شدیدی دارد، در ابتدا منکر قتل بود اما در کمتر از 48 ساعت بازجویی لب به اعتراف گشود.»متهم به مأموران گفت: «همسرم به من خیانت کرده بود و دیگر نمی‌توانستم رفتارهایش را تحمل کنم. آن روز هم دعوایمان شد و من او را خفه کردم. برای اینکه از شر جسد خلاص شود، او را در باغچه حیاط خانه مان دفن کردم. در آن لحظه فقط دخترم صحنه را دیده بودم اما او خیلی کوچک بود و فکر نمی‌کردم چیزی بگوید.»سرهنگ حسنوند افزود: «با این اعترافات مأموران به خانه متهم در روستای سعید آباد رفته و جسد را از زیر خاک بیرون کشیدند. متهم پس از تکمیل تحقیقات به مراجع قضایی تحویل داده شد.»‌...

image

فارس به نقل از پایگاه خبری پلیس نوشت: جانشین انتظامی شهرستان زرند از کشف ۱۴۸ کیلوگرم تریاک در عملیات شبانه پلیس این شهرستان خبر داد.

سیدعلی محمودزاده اظهار داشت: ماموران پلیس زرند حین پایش شبانه و نامحسوس محورهای این شهرستان به یک دستگاه خودرو پژو ۲۰۶ مشکوک شده و آن را متوقف کردند.

وی افزود: در بررسی‌های انجام شده و بر اساس اظهارات و اطلاعاتی  که این راننده در اختیار ماموران قرار داد مشخص شد دو نفر دیگر با یک دستگاه خودرو سانتافه در حال انتقال یک محموله مواد مخدر هستند.

جانشین انتظامی شهرستان زرند بیان کرد: در ادامه ماموران خودروی حامل مواد را در جاده سیریز- بافق متوقف و در بازرسی از آن ۱۴۸ کیلوگرم تریاک که به مقصد تهران در حرکت بود را کشف و دو نفر را دستگیر کردند.

محمودزاده با اشاره به دستگیری دو قاچاقچی خاطرنشان کرد: نیروی انتظامی با عزمی جدی مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر را به طور شبانه‌روزی در دستور کار دارد....

قاتل معروف به گوش‌بر که علاوه بر قتل زن جوانی و بریدن گوش‌های او در دو حادثه جداگانه دیگر دو مرد را به قتل رسانده‌ بود در زندان رجایی‌شهر کرج اعدام شد.

به گزارش ایسنا، روزنامه «جوان» نوشت: رسیدگی به پرونده متهم از ۱۳ ‌آذر سال ‌۹۳ همزمان با کشف جسد دختر جوانی به نام «معصومه» کنار یکی از باغ‌های انگور حوالی یافت‌آباد از سوی مأموران پلیس به جریان افتاد.

آن روز مردی به مأموران کلانتری شهرک ولیعصر خبر داد که جسد نیمه‌سوخته زن‌ جوانی را در نزدیکی باغ انگوری مشاهده کرده‌ است. وقتی مأموران به محل حادثه رسیدند با جسد زنی روبه‌رو شدند که گوش‌ها و دماغش بریده شده بود.

بررسی‌ها نشان داد معصومه در محل دیگری به قتل رسیده است و عامل یا عاملان قتل پس از بریدن گوش‌ها و دماغش جسد او را در این مکان آتش زده‌اند.

پس از آن کارآگاهان پلیس‌ آگاهی به دستور بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران تحقیقات گسترده‌ای را برای شناسایی قاتل یا قاتلان آغاز کردند تا اینکه دریافتند معصومه از مدتی قبل با مرد متأهلی به نام «مجید» ارتباط داشته و آخرین بار هم با او دیده شده‌ است.

بنابراین مأموران مجید را به عنوان مظنون به قتل بازداشت کردند. وی در بازجویی‌ها ابتدا منکر جنایت شد اما وقتی مأموران در محل زندگی‌اش دو گوش و بینی مقتول را در داخل ظرف الکلی پیدا کردند ناچار به قتل معصومه اعتراف کرد.

وی در توضیح ماجرا گفت: مدتی قبل با معصومه آشنا شدم و با او ارتباط برقرار کردم تا اینکه همسرم متوجه ارتباط ما شد و از خانه قهر کرد. هر چقدر اصرار کردم او را به خانه برگردانم فایده‌ای نداشت تا اینکه تصمیم گرفتم معصومه را به قتل برسانم. روز حادثه او را به بهانه‌ای به حوالی باغ‌های انگور بردم و او را به قتل رساندم و بعد گوش‌ها و بینی او را بریدم و برای همسرم بردم تا حرف‌هایم را باور کند.

متهم در ادامه تحقیقات به قتل یک مرد راننده آژانس هم که چندی قبل جسدش از سوی مأموران کشف شده‌ بود، اعتراف کرد.

وی در شرح ماجرا گفت: چندی قبل یک‌ میلیون و ۶۰۰‌ هزار تومان به مقتول قرض دادم. او یک میلیون از بدهی‌اش را به من پرداخت کرد اما ۶۰۰ هزار تومان باقی‌مانده‌اش را نمی‌داد تا اینکه چهارم مردادماه سوار پرایدش شدم و سر همین موضوع با هم مشاجره کردیم که او را به قتل رساندم و جسدش را در حوالی بزرگراه آزادگان رها کردم.

در حالی که تحقیقات از متهم ادامه داشت، همسر وی سومین قتل مجید را هم بر ملا کرد.

وی گفت: مدتی قبل شوهرم مقداری لوازم خودرو و دو گوشی تلفن همراه به خانه آورد و گفت از یکی از دوستانش که طلب دارد، امانت گرفته است. وقتی یکی از گوشی‌ها را بررسی کردم عکس مردی را دیدم که از دوستان شوهرم بود. چند روز بعد از آن در خیابان عکس همان دوست شوهرم را دیدم که برایش حجله زده بودند که بستگانش مدعی بودند او به قتل رسیده‌ است و الان احتمال می‌دهم شوهرم او را به قتل رسانده است.

پس از این، متهم در بازجویی‌ها به سومین قتل هم اعتراف کرد و گفت: من و مقتول با هم دوست بودیم تا اینکه مدتی قبل با هم اختلاف پیدا کردیم. روز حادثه سوار خودرواش شدم و او را به قتل رساندم و پس از آن تلفن‌های همراهش و مقداری از لوازم داخل خودرواش را سرقت کردم و به خانه‌ام بردم.

متهم پس از تحقیقات تکمیلی، در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد و هیئت قضایی وی را به سه بار قصاص، سه‌ سال حبس، ۱۴۸‌ ضربه شلاق به خاطر سرقت، ۹۹‌ ضربه شلاق به خاطر رابطه نامشروع و پرداخت دیه به خاطر جنایت بر میت محکوم کرد. این حکم در شعبه ۴۷‌ دیوان عالی کشور تأیید و به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد تا اینکه چند روز قبل متهم پس از سیر مراحل قانونی اجرای حکمش در زندان رجایی‌شهر کرج به دار مجازات آویخته شد....

image

فارس به نقل از رئیس دفتر پیشگیری و درمان اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی شیراز، نوشت: رئیس دفتر پیشگیری و درمان اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی شیراز از مسمومیت ۱۴ نفر با مشربات الکی دست ساز در چهارماه گذشته خبر داد.

رامین افشاری از مسمومیت ۱۴ نفر با مشربات  الکی دست ساز طی چهارماه گذشه خبر داد و گفت: چهار نفر آنان مربوط به شامگاه پنج شنبه است که از این تعداد یک نفر نابینا و مابقی در مرز آسیب های جدی هستند که با درمان های خوراکی وتزریقی از بیمارستان مرخص شدند.

وی ضمن هشدار به افزایش یافتن تعداد مسمومیت های متانول در جامعه، اظهارداشت: برخی افراد به دلایل متعددی به تهیه وفروش مواد الکی دست ساز روی آوده انده که به دلیل استفاده از متانول یا همان الکل چوب به مسمومیت شدید مبتلا ودر نهایت  به سردرد سرگیجه مشکلات گوارشی  ودر نهایت به تاری دید دید برفکی مشکلات کبدی ودرنهایت به مرگ مبتلا می شوند که شامگاه پنج شنبه ۴نفر وچهارماه گذشته ۱۰نفر به مسمومیت متانول مبتلا شده اند.

این مقام مسئول با اشاره به اینکه در روز گذشته چهارنفر به دلیل مسمومیت به متانول به بیمارستان تخصصی علی اصغر(ع) ارجاع داده شد افزود:از آنجایی که مراکز درمانی فقط وظیفه خدمات رسانی به بیماران مسمومیت های الکلی را دارد ضروری است این نوع بیماران در صورت مسمومیت با مشروبات الکی به این مرکز   یا دیگر مراکز درمانی مراجعه کنند زیرا در صورت  تاخیر یاعدم مراجعه به مراکز درمانی فرد به تاری دید،کوری ،نارسایی  کلیه وکبد حتی ممکن است فرد فوت کند.

افشاری ادامه داد: اکثرمراجعین با مسمومیت متانول بین گروه های سنی ۲۰ تا ۳۵ ساله هستند.

وی با بیان اینکه متانول یا همان الکل چوب که در صنعت کاربرد دارد با الکل طبی که ماده اصلی مشروبات الکلس است در یک خانواده شیمیایی هستند در تولید الکل دست ساز مقادیر غبر مجاز آن منجر به عوارض یاد شده می شود.

افشاری افزود: متانول بسیار سمی‌تر از اتانول است که برخی افراد به دلیل اعتیاد به مشروبات الکی به مشروب دست ساز روی آورده اند که همین امر باعث شده تعداد مسمومیت های متانول در جامعه افزایش یابد.

سرپرست بیمارستان علی اصغر(ع) افزود: متانول از نظر رنگ، بو و مزه شبیه اتانول به نظر می رسد، اما مصرف مقدار کمی از آن نیز می تواند موجب آسیب های جدی یا فرد را به کام مرگ فرو ببرد.به عقیده رئیس دفتر پیشگیری و درمان اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی شیراز امروزه بر اساس آمارها مصرف انواع الکل و ماری‌جوآنا  در بین برخی از دانشجویان ونسل جوان همه گیر شده و یافته‌ها  نشان می‌دهد شیوع مصرف الکل در مردان، گروه سنی ۲۰ تا ۲۹ ساله، مجرد، دارای تحصیلات متوسطه یا بالاتر، افراد شاغل، ساکن شهر و دارای وضعیت اقتصادی-اجتماعی بالاتر، بیشتر دیده شده است.

به گفته این روانپزشک با مصرف مشروبات الکلی، متانول در بدن متابولیزه می شود و مواد سمی تولید می کند  که باعث اختلالات چشمی، کوری، اسید دوز متابولیک، اختلالات الکترولیتی در بدن، تشنج، نارسایی کلیه و در نهایت بر روی کل بدن تاثیر می گذارد و حتی موجب مرگ می شود.

افشاری بیان کرد: در صورت مصرف خوراکی مشروبات الکلی تقلبی و غیر مجاز، بین ۶ تا ۲۴ ساعت علائم مخرب آن در بدن ظاهر می شود و در صورت عدم درمان باعث مرگ مصرف کننده می شود....

image

زن ۲۱ ساله با مراجعه به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شفای مشهد از بلا‌هایی که همسر شکاک او بر سرش آورد، سخن گفت.

زن ۲۱ ساله در حالی که بیان می‌کرد همسرش او را در ازدواج فریب داده و هم اکنون نیز با تهمت‌های ناروا او را تنها گذاشته درباره ماجرای ازدواجش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: آخرین فرزند خانواده پنج نفره‌ای هستم که در یکی از شهرک‌های حاشیه مشهد زندگی می‌کردیم اگرچه پدرم از نظر مالی در وضعیت خوبی نبود، اما همه تلاشش را به کار می‌برد تا کمبود زیادی در زندگی نداشته باشیم و به تحصیلات مان ادامه بدهیم.

در این میان هیچ کدام از خواهر و برادرانم نتوانستند وارد دانشگاه شوند و همه اعضای خانواده چشم به من دوخته بودند. پدرم برای آن که مرا تشویق به ادامه تحصیل کند قول داد در صورتی که در آزمون سراسری پذیرفته شوم تلفن همراه هوشمندی را به من هدیه می‌دهد. وقتی نتایج کنکور اعلام شد با خوشحالی خبر قبولی‌ام را به پدرم دادم. او هم در حالی که اشک ریزان مرا در آغوش کشید همان شب از من خواست به بازار برویم تا به عهدش وفا کند. خلاصه برای خرید گوشی همراه هوشمند وارد یکی از مراکز خرید شدیم.

پسر جوانی با ظاهر آراسته و بیانی شیوا ما را در خرید تلفن همراه راهنمایی کرد. در نهایت با راهنمایی‌های او یک دستگاه گوشی انتخاب کردم، اما در همین حال متوجه آن جوان شدم که به طرز عاشقانه‌ای نگاهم می‌کرد. من هم از خجالت سرم را پایین انداخته بودم تا این که او به بهانه کامل کردن فرم ضمانت نامه گوشی، مشخصات و شماره تلفن همراهم را ثبت کرد و ما از فروشگاه بیرون آمدیم. همان شب بود که پیامی از سوی آن پسر جوان در صفحه تلگرامم نقش بست.

او پیام داده بود که عاشق ظاهر زیبا و متانتم شده است و قصد ازدواج با مرا دارد! این گونه بود که تماس تلفنی من و «منصور» آغاز شد و ارتباطمان در شبکه‌های مجازی ادامه یافت. مدتی بعد منصور که ۳۴ ساله بود به خواستگاری ام آمد من هم که در این مدت آشنایی، علاقه عجیبی به او پیدا کرده بودم پای سفره عقد نشستم و از این انتخاب خیلی راضی بودم چرا که خانواده منصور پولدار بودند و در یکی از مناطق مرفه‌نشین شهر زندگی می‌کردند.

همواره احساسم این بود که زندگی آرام، مرفه و بدون دغدغه‌ای خواهم داشت. اگرچه در دوران نامزدی اختلاف نظر و مشکلاتی داشتیم، اما من به منصور علاقه‌مند بودم و احساس می‌کردم این دوست داشتن همه مشکلات را مانند اکسیری حل می‌کند. بالاخره زندگی مشترک ما در حالی آغاز شد که همسرم حتی به خنده‌های من هم ایراد می‌گرفت. او بسیار بدبین بود و به من سوءظن داشت. او ادعا می‌کرد، چون با یک پیامک به او علاقه‌مند شدم بنابراین احتمال دارد به پیامک‌ها و تماس تلفنی دیگران هم پاسخ بدهم! به همین دلیل تهمت‌های ناروایی به من می‌زد و با این رفتار زشت آزارم می‌داد.

من هم در این باره با مادرم به صورت تلفنی درد دل می‌کردم تا شاید راه چاره‌ای برای مشکلاتی بیابم که خودم باعث و بانی اصلی آن شده بودم غافل از این که منصور به خاطر آشنایی که به سیستم‌های تلفن همراه داشت خط تلگرام مرا هک کرده بود و همه پیام‌ها و مکالمات تلفنی مرا بررسی می‌کرد.

او حتی در منزل مادرم دستگاه شنود کار گذاشته بود و همه صحبت‌های خانواده ام را ضبط می‌کرد. حالا هم مکالمه‌ای از صحبت‌های یک زن و مرد غریبه در تلفن همراهش ذخیره کرده است و ادعا می‌کند آن زنی که با مرد غریبه سخنان عاشقانه بر زبان می‌راند من هستم! و این گونه مرا متهم به خیانت می‌کند! او با همین ترفند تهمت‌های زشتی را به من نسبت می‌دهد و آبرویی نزد دوست و آشنا و در و همسایه برایم باقی نگذاشته است. او با همین تهمت‌های ناروا مرا مجبور به سقط جنین کرد این در حالی بود که منصور با حیله گری و فریب کاری ماجرای ازدواج قبلی اش را از من و خانواده ام پنهان کرده بود و من نمی‌دانستم همسر سابق او نیز به دلیل همین سوءظن‌ها از او جدا شده بود با همه این بدبختی‌ها و روزگار سیاهم باز هم می‌خواهم به زندگی مشترک با او ادامه بدهم چرا که علاوه بر علاقه ام به منصور، خانواده ام نیز توان حمایت از مرا ندارند. ولی او مدتی است منزل را ترک کرده و مرا تنها گذاشته است...

شایان ذکر است به دستور سرهنگ ناصر نوروزی (رئیس کلانتری شفا) پس از آن که منصور با ابلاغ قضایی در کلانتری حاضر نشد این پرونده برای سیر مراحل قضایی به دادسرا ارسال شد.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

روزنامه خراسان...

image

سه کارگر در شهرهای زرندیه، طغرالجرد کرمان و قشم در اثر حادثه جان خود را از دست دادند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سه کارگر در شهرهای زرندیه و استان کرمان و قشم در اثر برق گرفتگی و سقوط از ساختمان فوت کردند.

معاون اجتماعی فرمانده انتظامی استان مرکزی گفت: روز گذشته کارگری حدود ۵۰ ساله در ساختمانی نیمه کاره در شهرستان زرندیه سقوط کرد و  بلافاصله به مرکز درمانی منتقل شد.

سرهنگ خلجی افزود: این کارگز  بعلت شدت جراحات وارده ساعتی بعد از انتقال به مرکز درمانی جان خود را از دست داد.

کارگر دوم معدنچی زغال سنگ هشونی طغرالجرد بود که روز جمعه در اثر برق گرفتگی فوت کرد.

به نقل از کارگرانی که در این معدن زغال سنگ مشغول کارند، گفته می‌شود که همکار فوت شده آنها متاهل و در زمان حادثه ۳۱سال سن داشته است.

به گفته کارگران معدن هشونی علی‌رغم اینکه به نظر می‌رسد عدم رعایت نکات ایمنی عامل حادثه بوده است، اما هنوز علت دقیق وقوع این حادثه مشخص نشده و از سوی کارشناسان در دست بررسی است.

نفر سوم کارگر تاسیسات بود و در پله برقی بازار ستاره قشم در اثر برق گرفتگی جان باخت.

این کارگر ۳۱ ساله اهل مازندران بوده که برای کار به قشم آمده بود....

image

زلزله‌ای به قدرت ۴.۳ حوالی باسمنج به وقوع پیوست و در تبریز نیز حس شد.ظاهرا این زمین لرزه در تبریز با صدای درون زمینی ناشی از حرکات زمین همراه بود و موجب ترس و وحشت بسیاری از مردم شده است.

به گزارش خبرآنلاین، گزارش مقدماتی این زمین‌لرزه به شرح زیر است: بزرگی: ۴.۳ محل وقوع: استان آذربایجان شرقی - حوالی باسمنج تاریخ و زمان وقوع به وقت محلی: ۱۳۹۸/۰۵/۲۵ ۱۵:۲۵:۰۵ طول جغرافیایی: ۴۶.۶ عرض جغرافیایی: ۳۷.۹۷ عمق زمین‌لرزه: ۱۰ کیلومتر نزدیک‌ترین شهرها: ۱۱ کیلومتری باسمنج (آذربایجان شرقی) ۲۰ کیلومتری خواجه (آذربایجان شرقی) ۲۵ کیلومتری بستان آباد (آذربایجان شرقی)     نزدیکترین مراکز استان: ۲۹ کیلومتری تبریز ۱۴۲ کیلومتری ارومیه...

image

فرمانده انتظامی غرب استان تهران از شناسایی و دستگیری رباینده نوزاد شیرخواره در شهریار خبر داد.

به گزارش ایسنا، سردار محسن خانچرلی در تشریح این خبر، گفت: در پی کسب خبری از وقوع یک فقره کودک ربایی و ربوده شدن پسربچه شیرخواره در بخش زنان و زایمان بیمارستان تامین اجتماعی شهرستان شهریار، تیمی مجرب از کارآگاهان پلیس آگاهی به منظور شناسایی و دستگیری رباینده نوزاد تشکیل شده و پیگیری موضوع را در دستور کار خود قرار دادند.

وی افزود: با توجه به اهمیت موضوع، کارآگاهان تحقیقات خود را برای پیدا کردن نوزاد ربوده شده آغاز می کنند تا اینکه، نوزاد مزبور روز یکشنبه 20 مرداد 98 در داخل مسجد حضرت ولی عصر (عج) شهرستان شهریار پیدا و به آغوش خانواده اش بر می گردد.

وی با اشاره به پیدا شدن نوزاد ربوده شده، گفت: کارآگاهان پلیس با انجام اقدامات اطلاعاتی و نیز سرنخ های به دست آمده موفق شدند، مخفیگاه رباینده این نوزاد را در یکی از مناطق  شهرستان شهریار شناسایی و در عملیاتی ویژه، زن کودک ربا را دستگیر کنند.

براساس گزارش سایت پلیس، فرمانده انتظامی ویژه غرب استان تهران گفت: این متهم در تحقیقات پلیسی ضمن اعتراف به جرم خود، علت ربودن نوزاد را مشکلات خانوادگی اقرار کرد....

image

ایلنا نوشت: زلزله ۳.۷ ریشتری خلیج فارس حوالی سوزا (هرمزگان) را لرزاند.

صبح امروز ۲۶ مرداد در ساعت ۰۹:۴۰:۳۰ زلزله‌ای به بزرگی ۳.۷ ریشتر در خلیج فارس حوالی سوزا (هرمزگان) رخ داد. طول جغرافیایی این زمین لرزه  ۵۶.۱۷، عرض جغرافیایی  ۲۶.۵۸ و همچنین عمق این زمین‌لرزه ۱۷ کیلومتر بوده است. زلزله هرمزگان در  ۲۵ کیلومتری سوزا (هرمزگان)، ۳۶کیلومتری جزیره لارک (هرمزگان) و  ۴۲کیلومتری قشم (هرمزگان) رخ داده است....

image

باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: عسگری پور از کشف بیش از ۵ تن تریاک و مرفین جاسازی شده در تانکر حمل گاز یک کامیون خبر داد.

حمید عسگری پور دادستان عمومی و انقلاب شهریار از کشف محموله بزرگ مواد مخدر خبر داد و گفت: یک دستگاه کامیون که حامل پنج تن و ۳۸۸ کیلو و ۶۰۰ گرم تریاک و ۳۸۴ کیلوگرم مرفین بود، توقیف شد.

دادستان عمومی و انقلاب شهریار تصریح کرد: این محموله به صورت مستقیم از زاهدان آورده شده و در تانکرهای حمل گاز جاسازی شده بود.

او با بیان اینکه در این خصوص یک نفر نیز بازداشت شده است، گفت: این محموله قرار بود در سطح کشور توزیع شود....

جوان 24 ساله ای که با اعتراف به قتلی دیگر پای چوبه دار، اجرای حکم قصاص نفس خود را حدود یک هفته به تاخیر انداخت، بالاخره سپیده دم نوزدهم مرداد در زندان مشهد به دار مجازات آویخته شد.

هشتم خرداد سال 95، نزاع خونینی در بولوار عمار یاسر مشهد رخ داد که طی آن مرد 33 ساله ای با ضربات مهلک چاقو به قتل رسید و عامل جنایت از صحنه حادثه گریخت. دقایقی بعد با حضور قاضی سیدجواد حسینی (قاضی ویژه قتل عمد مشهد در زمان وقوع حادثه) تحقیقات گسترده ای برای شناسایی و دستگیری ضارب آغاز شد.

بررسی های مقدماتی نشان می داد که جوان 21 ساله‌ای به نام فرهاد به دلیل خصومت های قبلی، دست به جنایت زده و از محل گریخته است. به همین دلیل و با دستور قاضی وقت شعبه 211 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، عملیات دستگیری متهم فراری در دستور کار پلیس قرار گرفت تا این که سه روز بعد یکی از کارآگاهان اداره جنایی با تماس تلفنی قاتل فراری روبه رو شد که خودش به افسر پرونده زنگ زده بود!

این متهم که نشانی محل حضورش در قله یک کوه را به کارآگاه سلطانیان (افسر وقت پرونده قتل) داده بود، دستگیر و پای میز عدالت ایستاد. «فرهاد» که به سوالات قاضی حسینی پاسخ می داد در تشریح ماجرا گفت: من از شش سال قبل و زمانی که ۱۵سال بیشتر نداشتم، از «الف» وحشت داشتم. او چنان زهرچشمی از من گرفته بود که اکنون حتی از دیدن جسد او هم می ترسم! آن زمان من در کلاس دوم راهنمایی درس می خواندم که شبی «الف» و چند تن از دوستانش به دلیل اختلافی که با عموهایم داشتند، به منزل ما هجوم آوردند.

نیمه های شب بود و من به او التماس می کردم که آینده خواهرانم را خراب نکند ولی گوش او بدهکار این حرف ها نبود. در طول این سال ها، مدام از من باج گیری می کرد. من قصاب بودم و او همیشه پول هایم را می گرفت و تنها مبلغ اندکی را به من باز می گرداند، اگرچه تحمل زورگویی های او برایم سخت بود ولی چاره ای جز گوش کردن به حرفش نداشتم.

روزها به همین ترتیب سپری می شد تا این که چند روز قبل، با موتورسیکلت آپاچی سر کوچه ایستاده بودم که صدای «الف» را از طبقه دوم منزل «ب» شنیدم. منزل او پاتوق معتادان بود و من چند بار به او گفته بودم که کسی را به منزلش راه ندهد ولی او گوش نکرد. آن روز ظهر «الف» حال طبیعی نداشت و در حالی که چاقویی را در دست اش می فشرد، فریاد می کشید. او شیشه کشیده بود و در حال و هوای دیگری بود. وقتی داخل حیاط منزل «ب» چاقو را در دست اش دیدم، خیلی ترسیدم. چاقو را از داخل غلاف آن بیرون کشیدم که غلاف در دست «الف» ماند. او مرا گرفته بود که مجبور شدم چند ضربه به شکم‌اش بزنم تا مرا رها کند.

متهم در پاسخ به سوال قاضی حسینی که پرسید، تو که از او می ترسیدی چرا فرار نکردی؟  گفت: نتوانستم فرار کنم، از او کینه داشتم، اعصابم خرد شده بود. پس از آن هم چاقوی خون آلود را برداشتم و سوار بر موتورسیکلت فرار کردم ولی قصد کشتن اورا نداشتم. اگر من او را نمی زدم، او که آدم خطرناکی بود مرا با چاقو می زد.

متهم این پرونده جنایی درباره ماجرای خودکشی نیز گفت: وقتی فهمیدم که «الف» را کشته ام، ناراحت بودم تا این که غروب دوشنبه نامه ای نوشتم و به قصد خودکشی به قله یکی از کوه های اطراف مشهد رفتم تا خودم را از کوه پایین بیندازم اما در آخرین لحظات به یکی از دوستانم زنگ زدم. او وقتی از قصد من آگاه شد، شماره تلفن پلیس آگاهی را به من داد و گفت، قبل از این کار با پلیس تماس بگیر. من هم با پلیس تماس گرفتم ، کارآگاه سلطانیان را ندیده بودم ولی وقتی با اوصحبت کردم، آرامش خاصی یافتم. او مرا دلداری داد، طوری که پدرم تاکنون با من صحبت نکرده بود.

او گفت: با خودکشی آخرت خودت را هم خراب می کنی! تو باید محاکمه شوی و قانون درباره ات تصمیم بگیرد اما در عین حال نباید انسان امیدش را از دست بدهد. بعد از آن هم از طریق تلفن مرا به قاضی مرتبط کرد که او نیز با توصیه هایی سعی در منصرف کردن من از خودکشی داشت و تاکید کرد: انسان نباید به خاطر رهایی از گناهی که مرتکب شده، گناه بزرگ تری مرتکب شود. چرا که خودکشی از گناهان کبیره است. پس از آن تصمیم گرفتم خودم را تسلیم قانون کنم. به همین دلیل هم آدرس خودم را به افسر آگاهی دادم و آن ها مرا در حالی که از خودکشی منصرف شده بودم، به اداره جنایی منتقل کردند.

در پی اعترافات صریح متهم به قتل احمد (مرد 33 ساله) وی صحنه جنایت را نیز بازسازی کرد و بدین ترتیب این پرونده جنایی در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی مورد رسیدگی قرار گرفت. قضات این شعبه نیز پس از برگزاری چندین جلسه دادگاه، رای به قصاص نفس متهم دادند که رای صادر شده در شعبه 24 دیوان عالی کشور نیز تایید و برای اجرای حکم به دادسرای عمومی و انقلاب مشهد ارسال شد.

با فراهم شدن مقدمات اجرای حکم قصاص، متهم این پرونده جنایی حدود 10 روز قبل پای چوبه دار رفت تا «حکم مرگ» درباره وی اجرا شود اما زمانی که ماموران اجرا، طناب دار را به گردن وی آویختند او ناگهان فریاد زد دست نگه دارید! من یک قتل دیگر هم انجام داده ام! قاضی زرگر(قاضی با تجربه اجرای احکام) با شنیدن این اظهارات، دستور توقف اجرای حکم را صادر کرد و این گونه طناب دار از گردن قاتل 24 ساله باز شد!

او مقابل قاضی زرگر ایستاد و گفت: چندین ماه قبل از آن که دستم به خون «احمد» (مرد 33 ساله) آلوده شود، در یک پرونده دیگر جنایی نیز متهم به قتل بودم اما بعد از مدتی که در بازداشت به سر می بردم، اتهام قتل به اثبات نرسید و من از زندان آزاد شدم! ولی در آن نزاع مرگبار حضور داشتم و  در منطقه جیم آباد مشهد، صاحب سگی را که به پلنگ معروف بود، کشتم!

با آن که قاضی اجرای احکام از قبل در جریان پرونده  قرار داشت و می دانست که متهم برای فرار از مجازات قصاص نفس، چنین ادعایی را پای چوبه دار مطرح می کند اما باز هم برای آن که با احتمال بسیار ضعیف خونی پایمال نشود، با هماهنگی قاضی عندلیب (معاون دادستان مرکز خراسان رضوی در اجرای احکام مشهد) اجرای حکم قصاص فرهاد را به تعویق انداخت تا اظهارات او دوباره مورد بررسی های دقیق قضایی قرار گیرد.

بدین ترتیب فرهاد باز هم به شعبه 208 دادسرای عمومی وانقلاب مشهد اعزام شد تا بازپرس ویژه قتل عمد موضوع را مورد کنکاش های قضایی قرار دهد اما مقام قضایی پس از مطالعه دوباره اوراق پرونده و شنیدن اظهارات فرهاد (محکوم به قصاص نفس) متوجه شد که او به خاطر حضورش در نزاع مرگبار منجر به قتل در این پرونده، به دروغ اعترافاتی می کند تا خود را برای مدتی از چنگ مرگ رها کند! در عین حال قاضی شعبه 208 دادسرای عمومی وانقلاب باز هم او را مورد بازجویی های تخصصی قرار داد و اعترافات جدید او را با محتویات پرونده و اعترافات دیگر متهمان به قتل سنجید که در نهایت مشخص شد محکوم به قصاص با آن که در نزاع شرکت داشته است اما قاتل نیست.

این گونه بود که متهم 24 ساله این پرونده برای بار دوم در سپیده دم روز نوزدهم مرداد جاری پای چوبه دار رفت و به مجازات رسید.

خراسان...

image

ایران نوشت:ساعت 20:30 یکشنبه 20 مرداد مأموران کلانتری 133 شهرزیبا از قتل مادر و دختر 13 ساله‌اش در خانه‌ای واقع در بلوار فردوس تهران باخبر شدند.

دقایقی بعد تیم جنایی در طبقه سوم ساختمان پنج طبقه اجساد زن جوان و دخترش را در اتاق خواب پیدا کردند. پدر خانواده نیز در محل حضور داشت. از آنجایی که سرقتی رخ نداده بود و آثار ورود افراد غریبه به خانه نیز مشاهده نمی‌شد بلافاصله تحقیقات از مرد میانسال آغاز شد. وی گفت: من خانه نبودم امروز قرار بود با همسر و دخترم به سفر برویم به آنها گفتم آماده که شدید به محل کار من بیایید تا برویم اما خبری نشد بعدهم خواهرزنم تماس گرفت و گفت هرچه با تلفن همراه خواهرش و خانه ما تماس گرفته کسی پاسخگو نبوده نگران شدم و به خانه آمدم که با این صحنه وحشتناک رو به رو شدم.

دستگیری در صحنه قتلبا اینکه مرد میانسال مدعی بود در زمان جنایت در خانه حضور نداشته اما متخصصان پزشکی قانونی زمان تقریبی قتل را 8 ساعت قبل اعلام کردند. از سوی دیگر باتوجه به اظهارات متناقض مرد میانسال وی به دستور بازپرس جنایی به عنوان تنها مظنون این جنایت بازداشت شد. متهم ابتدا منکر قتل بود اما کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در ادامه تحقیقات به مدارکی رسیدند که فرضیه ارتکاب جنایت از سوی این مرد را پررنگ‌تر می‌کرد تا اینکه سرانجام 72 ساعت بعد از قتل وی اعتراف کرد.

گفت‌وگو با متهم

چرا همسر و دخترت را کشتی؟نمی‌دانم هنوز هم در شوک عجیبی هستم. فکر می‌کنم که کابوس می‌بینم. باورم نمی‌شود با دستان خودم همسر و دخترم را خفه کرده باشم. ما اختلاف مهمی با هم نداشتیم. هیچ کسی باور نمی‌کند که من مرتکب قتل همسر و دخترم شده باشم. شاید باورتان نشود اما زمانی که به عنوان مظنون بازداشت بودم خواهر همسرم به اداره آگاهی آمده و خواسته بود مرا آزاد کنند.پس چه اتفاقی افتاد؟10 روز تعطیلات تابستانی داشتم که قرار شد به مسافرت برویم. می‌خواستیم اول به تبریز برویم و بعد برای عروسی یکی از بستگان به اردبیل و از آنجا هم به شهر وان در ترکیه برویم از این موضوع خیلی خوشحال بودیم. روز حادثه از سرکار به خانه آمدم و وسایل را جمع کردیم اما حدود ظهر از محل کارم زنگ زدند و گفتند یک جلسه ضروری پیش آمده است. از همسرم خواستم که بعد از ظهر به همراه دخترم به محل کارم بیایند تا از آنجا به تبریز برویم. اما همسرم وقتی از این موضوع با خبر شد عصبانی شد و شروع کرد به غر زدن هر چه خواستم آرامش کنم نشد کار به فحاشی و زد و خورد کشید یک دفعه مرا هل داد که روی تختخواب افتادم. از دستش عصبانی شدم. دستم را روی دهانش گذاشتم تا فریاد نزند و بد و بیراه نگوید اما دیگر نفهمیدم چه شد که از حال رفت و روی زمین افتاد.چرا دخترت را به قتل رساندی؟در همین موقع دخترم وارد اتاق شد و وقتی مادرش را در آن وضعیت دید شروع کرد به جیغ و فریاد، نمی‌دانستم چه کار کنم ترسیده بودم عقلم کار نمی‌کرد دستم را روی دهانش گذاشتم و با زحمت او را به اتاق خواب خودش بردم تا با او صحبت کنم و آرام شود. اما انگار زیادی دستم را روی دهان و بینی‌اش نگه داشته بودم چون وقتی به خودم آمدم دیگر نفس نمی‌کشید.بعد از قتل چه کردی؟شوکه بودم، من دو نفر از عزیزانم را با دستان خودم کشته بودم غم از دست دادن آنها یک طرف و ترس از مجازات یک طرف دیگر، آنقدر ترسیده بودم که تصمیم گرفتم صحنه‌سازی کنم. ولی بالاخره لو رفتم.چه شد که اعتراف کردی؟خسته شده بودم. می‌دانستم که دروغ‌هایم برای تیم تحقیق قانع کننده نیست. از طرفی عذاب وجدان یک لحظه مرا رها نمی‌کرد. برای همین تصمیم گرفتم که واقعیت را بگویم....

image

سارقی که پس از سرقت چندین فقره چک از یک خانه، آن را صرف خرید خودرو کرده بود، دستگیر شد.

به گزارش ایسنا، در نخستین روزهای بهمن ماه سال گذشته یکی از شهروندان ساکن لواسان با مراجعه به ماموران کلانتری اعلام کرده که از خانه‌اش سرقت شده است که با حضور ماموران کلانتری در محل و انجام بررسی‌های اولیه، پرونده‌ای در این خصوص تشکیل شده و برای رسیدگی تخصصی در اختیار کاراگاهان پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

با انتقال پرونده به پلیس آگاهی، شاکی به پایگاه یکم پلیس آگاهی پایتخت دعوت شد و به ماموران گفت: که غروب روز سی ام دی ماه سال ۹۷، از ویلای خود واقع در لواسان، خارج شده و پس از انجام امور شخصی به منزل بازگشتم که ناگهان فردی با صورت پوشیده از دیوار خانه به داخل پریده و با تهدید سلاح سرد دست و پای مرا بسته و هفت فقره چک شامل چهار فقره چک امانتی دوستانم و سه فقره چک متعلق به خودم را به همراه  یک میلیون تومان وجه نقد سرقت کرده و از منزل متواری شد.

با توجه به این که شاکی شماره چک‌های مسروقه را در اختیار داشت با هماهنگی‌های صورت گرفته تعدادی از چک‌ها از سوی بانک مسدود شد اما مشخص شد ۲ فقره از چک‌ها از سوی یک بانک در شهرستان بابل، وصول شده است که در هماهنگی با مسئولان بانک مشخص شد چک‌ها از سوی فردی به نام ابراهیم نقد شده است که بلافاصله این فرد در خیابان سراج در محدوده تهرانپارس شناسایی و به پلیس آگاهی پایتخت منتقل شد.

 این فرد در تحقیقات انجام شده به ماموران گفت که چک‌ها را از فردی به نام محمود در قبال فروش برنج دریافت کرده و از مسروقه بودن آنها اطلاعی ندارد. در همین راستا  بنابر دستور مرجع قضایی محمود تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی بعد شناسایی و به پلیس آگاهی پایتخت منتقل شد که او نیز در بررسی‌های صورت گرفته اظهار داشت چک‌ها را در قبال فروش یک دستگاه خودرو از فردی به نام مهران دریافت کرده و قرار شده که مابقی وجه خودرو را به صورت اقساط دریافت کند.

با انجام اقدامات پلیسی، مهران در چهاردهمین روز مرداد امسال، در محدوده لواسان شناسایی و دستگیر شد که پس از حضور در پایگاه یکم پلیس آگاهی به جرم خود مبنی بر سرقت اعتراف و اذعان داشت که با اطلاع از وجود چک و وجه نقد در منزل شاکی، اقدام به سرقت کرده است.

مرکز اطلاع رسان پلیس آگاهی تهران بزرگ با تایید این خبر اعلام کرد که  با اعتراف صریح متهم و تکمیل پرونده، متهم برای رسیدگی قضایی به جرمش، راهی دادسرا شد....

image

شرق نوشت:مردی که مظنون به قتل همسر و فرزند خود است، روز گذشته در دادسرای جنایی تهران بازجویی شد، اما همچنان منکر اطلاع از نحوه قتل آنهاست.

فردی ساعت 20:30 پنجشنبه هفته گذشته با مرکز فوریت‌های پلیسی تماس گرفت و از وقوع دو قتل در بلوار فردوس خبر داد. مقتولان مادری 48 ساله و دختر 13 ساله‌اش بودند که خفه شده بودند و اجسادشان در اتاق‌خواب‌های شخصی‌شان رها شده بود. هیچ وسیله‌ای از منزل مقتولان سرقت نشده و حتی جواهرات و ساعت‌های گران‌قیمت دست‌نخورده باقی مانده بود.

پدر خانواده که 50 ساله است و به‌عنوان مظنون بازداشت شده، روز گذشته در دادسرای جنایی تهران مورد بازجویی قرار گرفت و در توضیحات خود گفت: من پنجشنبه ساعت یک به خانه رفتم تا وسایل سفرمان را جمع کنیم و در ماشین بگذاریم. قرار بود بعد از این کار دوباره به محل کارم بروم و همسر و دخترم با آژانس به آنجا بیایند و سفر ما به مقصد تبریز و سپس ترکیه شروع شود، اما حدود ساعت 5:30 بود که خواهر همسرم زنگ زد و گفت هرچه با همسرم تماس می‌گیرد جواب نمی‌دهد، برای همین من به خانه رفتم، وقتی جلوی آپارتمان رسیدم دیدم در باز است. وارد که شدم، اجساد زن و دخترم را در اتاق‌هایشان دیدم. اول از همه به دامادمان زنگ زدم، اما جواب نداد، بعد به برادرش زنگ زدم و گفتم برادرت را برایم پیدا کن حال زن و بچه‌ام خوب نیست. کمی بعد آنها به خانه ما آمدند و دامادمان بعد از معاینه گفت هر دو مرده‌اند،‌خودش هم به اورژانس و پلیس زنگ زد، من دخالتی در مرگ آنها ندارم. این اظهارات مظنون به قتل در حالی است که بررسی‌ها حکایت از آن دارد که زمان قتل بین 4 تا 8 ساعت پیش از حضور پلیس است، همچنین آثاری از درگیری و مقاومت دیده نمی‌شود و احتمالا قربانیان اول بیهوش و بعد خفه شده‌اند.

بنا بر این گزارش، تحقیقات در این رابطه ادامه دارد....

خراسان نوشت: عصر بیست و سوم اسفند سال 92 زمانی لو رفت که مرد میان سال افغانستانی از سر کار به منزلش واقع در بولوار طبرسی شمالی بازگشت اما هر چه زنگ منزل ویلایی را به صدا درآورد کسی در حیاط را نگشود.

این مرد که می دانست همسر و فرزندانش در منزل هستند و بدون اجازه او جایی نمی روند بسیار نگران شد و از بالای دیوار به داخل حیاط پرید ولی باز هم صدایی از منزل به گوش نمی رسید.

مرد مضطرب وقتی وارد پذیرایی شد با دیدن پیکر غرق در خون همسر باردارش در جا میخکوب شد. هنوز نمی دانست چه حادثه تلخی رخ داده است که صدای گریه های وحشت زده دختران کوچکش را از داخل حمام شنید.

در حمام منزل از بیرون قفل بود که مرد بلافاصله قفل را بیرون کشید و دخترانش را در آغوش گرفت. او که هنوز هراسان بود به سوی همسرش دوید ولی او چند ساعت قبل جان خود را از دست داده بود!

دقایقی بعد خودروهای اورژانس آژیرکشان به محل رسیدند اما زن باردار علایم حیاتی نداشت و این گونه پرونده جنایی دیگری در مشهد شکل گرفت. با گزارش این جنایت به قاضی ویژه قتل عمد در زمان وقوع حادثه، بلافاصله قاضی علی موحدی راد به همراه گروهی از کارآگاهان زبده پلیس آگاهی عازم محل جنایت شد و به تحقیق در این باره پرداخت. زلیخا دختر هفت ساله مقتول به قاضی ویژه قتل عمد گفت: من و خواهر کوچکم کنار دیوار نشسته بودیم که «عمو کرم» وارد شد و با چاقو مادرم را زد!

این گونه هویت قاتل فراری شناسایی شد و مقام قضایی دستور دستگیری وی را به کلیه نیروهای انتظامی داد، هنوز بیشتر از چهار ساعت از این ماجرا نگذشته بود که نیروهای انتظامی در تربت حیدریه وارد عمل شدند و با سرنخ هایی که در اختیارشان قرار گرفته بود، عامل این جنایت هولناک را در منزل یکی از آشنایانش به دام انداختند. هنگام دستگیری متهم فراری، مبلغ یک میلیون و 800 هزار تومان وجه نقد به همراه گذرنامه های مقتول و تلفن همراه از وی کشف و ضبط شد.

با انتقال متهم به مشهد، وی در شعبه ویژه جنایی مورد بازجویی های تخصصی قرار گرفت اما در ابتدا سعی کرد ماجرای جنایت را به مسائل خاص اخلاقی ارتباط دهد، او ادعا کرد که همسر و برادران مقتول با همسرش ارتباط داشته اند و عامل اصلی این ارتباط نیز «ف» (مقتول) بود! به همین دلیل ساعت 2 بعدازظهر به منزل آن ها رفتم و با چاقو آن زن را به قتل رساندم! اما او در ادامه بازجویی ها و تحقیقات به ناچار حقیقت ماجرای قتل را افشا کرد و سرقت اموال داخل صندوقچه را انگیزه این جنایت دانست.

«کرم-الف» بیست و نهم مهر سال 93 در بازسازی صحنه قتل که در حضور قاضی موحدی راد انجام شد با انکار سرقت شش میلیون تومان وجه نقد از صندوقچه ای که مدعی بود کلید آن را از نخ گردن آویز مقتول باز کرده است، درباره چگونگی وقوع جنایت گفت: چند روز قبل از جنایت، به دلیل مسائل مالی با یکی از هموطنانم درگیر شده بودم که دو روز بعد دیگران ما را با هم آشتی دادند. همسر دوستم یکی از بستگانم بود و به همین دلیل آن ها وقتی خودرویی را خرید و فروش می کردند مجبور بودند تا سند آن را به نام همسر من که ایرانی بود ثبت کنند و همسرم مدام برای انجام کارهای آن ها، سوار خودروی شان می شد و به این طرف و آن طرف می رفت. من از این موضوع ناراحت بودم تا این که بیست و سوم اسفند سال 92 وارد منزل هموطنم در بولوار دوم طبرسی شدم. می دانستم همسر او در منزل تنهاست. وقتی وارد اتاق شدم او در حال شکستن پسته بود و دو دختر خردسالش کنار دیوار نشسته بودند. چون خیلی به خانه آن ها می رفتم فرزندانش مرا عمو صدا می زدند.

متهم این پرونده جنایی ابتدا سعی می کرد با تناقض گویی چنین وانمود کند که جنایت را مقابل چشمان فرزندان مقتول انجام نداده است اما وقتی با سوالات تخصصی قاضی ویژه قتل عمد روبه رو شد به ناچار حقیقت ماجرا را بیان کرد و گفت: چاقویی را از روی گاز منزل آن ها برداشتم و در یک لحظه ضربه ای به شکم زن 25 ساله زدم. زن در حالی که ناله می کرد از فرزندانش خواست تا همسایگان را خبر کنند و من درحالی که دو ضربه دیگر هم به پشت او وارد می کردم به طرف حیاط دویدم و دو دختر خردسال را که وحشت زده گریه می کردند به داخل اتاق کشیدم. آن ها از ترس می لرزیدند که هر دو نفرشان را درون حمام انداختم و زندانی کردم.

این مرد جنایتکار در حالی سرقت پول ها و مدارک داخل صندوقچه را انکار می کرد که دختر شش ساله مقتول ساعتی پس از ارتکاب قتل به قاضی «موحدی راد» گفته بود، من و خواهرم کنار دیوار نشسته بودیم که عمو (متهم) با چاقو مادرم را زد و پس از آن هم کلید صندوقچه را از گردن مادرم بیرون کشید و پول ها را برداشت!

متهم این پرونده جنایی که به شیشه و تریاک اعتیاد داشت و مدعی بود از 30 سال قبل در ایران زندگی می کند در ادامه بازسازی صحنه جنایت خود گفت: پول ها را من سرقت نکردم! و پول هایی که هنگام دستگیری ام کشف شد متعلق به خودم بود که پس انداز کرده بودم! در این لحظه مقام قضایی پرسید چگونه هر روز که سر کار می رفتی این همه پول را هم با خودت می بردی؟ متهم که پاسخی برای این سوال نداشت پس از مدتی سکوت ادامه داد: ولی آن ها را سرقت نکردم! وی اضافه کرد: پس از قتل به تربت حیدریه رفتم اما هنوز تازه به منزل یکی از آشنایانم وارد شده بودم که ماموران انتظامی به سراغم آمدند و دستگیر شدم.

در پی اعترافات صریح متهم به قتل زن باردار، این پرونده جنایی با صدور کیفرخواست از دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی مورد رسیدگی قرار گرفت واین متهم سنگدل چندین جلسه پای میز محاکمه ایستاد که در نهایت قضات دادگاه رای به قصاص نفس دادند اما با اعتراض متهم و وکیل مدافع وی به رای صادر شده، این پرونده در شعبه 31 دیوان عالی کشور نیز مورد بررسی دقیق قرار گرفت ولی قضات دیوان عالی نیز مهر تایید بر رای صادر شده از دادگاه کیفری زدند و این رای را مطابق با موازین قانونی و شرعی دانستند.

این گونه بود که پرونده این جنایت دوباره به دادسرای عمومی و انقلاب مشهد بازگشت تا این که سپیده دم چهارشنبه گذشته (بیست و سوم مرداد) با فراهم شدن مقدمات اجرای حکم قصاص نفس، مرد سنگدل 52 ساله در زندان مرکزی مشهد پای چوبه دار رفت.

بنابراین گزارش، وقتی اولیای دم همچنان بر قصاص نفس و اجرای حکم اصرار کردند، «کرم-الف» با دستور قاضی اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب مشهد به دار مجازات آویخته شد و این گونه پرونده یک جنایت دیگر در حالی مختومه شد که کابوس وحشتناک دختران کوچک نیز با مرگ محکوم به قصاص نفس به پایان رسید....

image

جانشین رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ از دستگیری مردی که در پوشش مسافربر اقدام به ربودن و قتل یک زن در بزرگراه صیادشیرازی کرده بود، خبر داد.

به گزارش ایسنا،  سرهنگ داود فرد درباره این پرونده گفت: صبح روز چهارم مردادماه امسال  درپی تماس تلفنی شهروندان با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ ماموران کلانتری پاسداران پلیس از کشف جسد یک زن در مسیر شمال به جنوب بزرگراه شهید صیاد شیرازی با خبرشده و برای رسیدگی به موضوع به محل اعزام شدند.

وی با بیان اینکه با تایید قتل و به دستور مقام قضایی پرونده برای رسیدگی در اختیار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت، گفت:  با انتقال جسد به پزشکی قانون و انجام  بررسی اولیه، مشخص شد جسد متعلق به یک زن حدوداً ۴۸ ساله است که با برخورد جسم سنگین به سرش دچار خونریزی شده و همین مسئله به مرگ وی منجر شده است، اما در بررسی صورت گرفته هیچ گونه مدارک شناسایی هویتی از جسد به دست نیامد.

جانشین رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ ادامه داد: با شروع تحقیقات جنایی، کارآگاهان در بررسی صورت گرفته بین افرادی که فقدان آنها اعلام شده بود با یک مورد شکایت برخورد کردند که در آن مردی ۵۰ ساله اعلام کرده بود همسرش صبح برای انجام کار بانکی از منزل خارج شده و تا کنون به منزل بازنگشته، که بلافاصله وی به اداره دهم پلیس آگاهی دعوت شده و از روی تصاویر موجود، جسد را شناسایی کرد که با به دست آمدن این سرنخ به بانک مذکور اعزام شدند و در بررسی فیلم دوربین‌های مداربسته بانک، مشخص شد مقتول پس از انجام کار بانکی سوار بر یک خودروی سواری شده و محل را ترک کرده است.

فرد با بیان اینکه کارآگاهان با بهره گیری از روش‌های علمی کشف جرم، مالک خودروی مذکور را شناسایی کردند، گفت: ماموران پس از هماهنگی با بازپرس شعبه چهارم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران، این فرد را در تاریخ ۱۶ مردادماه در محله بهارشیراز دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت منتقل کردند که در تحقیقات اولیه صورت گرفته از مظنون، وی منکر هرگونه قتل شد، اما با انجام تحقیقات پلیسی و ارائه دلایل و مدارک موجود و تصاویر دوربین مداربسته نهایتاً لب به اعتراف گشود و ضمن اعتراف به جنایت، به کارآگاهان گفت که روز حادثه در خیابان مولوی در حال تردد بوده که مقتول را به صورت دربستی به مقصد سبلان سوار خودرویش کرده است. متهم در طول مسیر متوجه طلا و جواهرات همراه مقتول شده و همین مساله او را وسوسه کرده که اقدام به سرقت کند.

وی با اشاره به اعترافات متهم گفت: این فرد پس از تغییر مسیر به سمت بزرگراه شهید صیاد شیرازی، با مقتول درگیر شده و در نهایت پس از کشاندن وی به فضای سبز کنار بزرگراه با وارد آوردن چند ضربه به وسیله سنگی بزرگ، او را به قتل رسانده و متواری شده است که کارآگاهان پس از شنیدن اظهارات قاتل به مخفیگاه متهم واقع در شهرری رفته که در بررسی صورت گرفته، طلاجات، موبایل و شناسنامه مقتول از داخل انباری محل کشف شد که ارزش تقریبی این اموال ۸۰۰ میلیون ریال برآورد شد.

جانشین رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ خاطرنشان کرد: با توجه به اعتراف صریح متهم به قتل، با صدور قرار قانونی از سوی بازپرس شعبه چهارم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران، متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی و کشف احتمالی زوایای پنهانی پرونده در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت....

image

خراسان نوشت: ساعت ۱۹ و ۵۰ دقیقه بیستم مرداد سال ۹۴ به دنبال پیدا شدن جنازه حلق‌آویز یک دختر ۱۳ ساله به نام سهیلا پلیس اراک با جنایت فجیعی روبه رو شد. خاله و شوهر خاله وی با پلیس تماس گرفته و از خودکشی دختر نوجوان خبر داده بودند.

با اعلام این خبر ماموران پلیس به خانه خاله سهیلا رفتند و با جسد حلق‌آویز دختر نوجوان در نزدیکی گاوداری روبه‌رو شدند. شوهر خاله سهیلا به نام سعید در بازجویی ها به پلیس گفت : باجناقم و همسرش به سفر رفته بودند و به همین دلیل مدتی بود سهیلا به خانه ما آمده و با ما زندگی می‌کرد تا با پسر چهار ساله ما بازی کند. من و همسرم در حیاط خانه مان گاوداری داریم و از این طریق زندگی مان را می‌گذرانیم . سهیلا دختر پرجنب و جوشی بود و مدام با فرزندمان بازی می کرد .آن روز عصر من و همسرم به گاوداری رفته بودیم و مشغول دوشیدن شیر گاوها بودیم .وقتی از گاوداری بیرون آمدیم با جسد حلق‌آویز سهیلا روبه رو شدیم و نمی دانیم او چرا خودش را کشته است .

خاله سهیلا نیز که از این ماجرا شوکه بود به ماموران گفت :خواهرم وقتی به سفر رفت سهیلا را به ما سپرد. او علایمی از افسردگی نداشت و نمی دانم چرا دست به خودکشی زده است.

قتل نه خودکشی

جسد دختربچه با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و پلیس به بررسی پرداخت .در بررسی صحنه جرم مشخص شد طناب با گره های بسیار محکم به درخت بسته شده و به نظر می‌رسد گره‌ها کار یک مرد باشد. با به دست آمدن این سرنخ، شوهر خاله سهیلا بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت اما حرف های قبلی اش را تکرار و ادعا کرد از نحوه مرگ دختر نوجوان بی اطلاع است .

اعتراف عجیب

سعید در بخش دیگری از بازجویی های فنی لب به اعتراف گشود و گفت: من طناب را به درخت بسته بودم تا سگ ها را به آن آویزان و آن ها را تنبیه کنم. آن روز سهیلا مشغول بازی بود که به شوخی به او گفتم حالا که مرا اذیت می کنی خوب است تو را هم مانند سگ ها از درخت آویزان کنم .من طناب دار را دور گردن او انداختم اما او در یک لحظه ترسید و تقلا کرد و طناب کشیده شد . سهیلا نا خواسته خفه شد و من سعی کردم او را بلافاصله پایین بیاورم اما نشد .وقتی دیدم دخترنوجوان نفس نمی کشد همسرم را خبر کردم و با پلیس و اورژانس تماس گرفتیم.

راز شیطانی

به دنبال اظهارات سعید ،وی بازداشت شد .در این میان پزشکی‌قانونی نیز در گزارشی صراحتاً اعلام کرد سهیلا قبل از مرگش مورد آزار قرار گرفته است.

تبرئه و فرار

با افشای این ماجرا سعید در دادگاه کیفری استان مرکزی پای میز محاکمه ایستاد و در حالی که منکر جرمش بود از اتهام قتل و آزار دختر نوجوان تبرئه و آزاد شد . سعید بلافاصله پس از آزادی اراک را ترک کرد اما با اعتراض پدر و مادر سهیلا به حکم صادره پرونده بار دیگر به جریان افتاد .در این میان روشن شد سعید به محل نامعلومی گریخته و احتمالاً زندگی پنهانی در پیش گرفته است .

4 سال بعد تلاش چهار ساله پلیس برای پیدا کردن ردی از سعید بی نتیجه ماند تا این که پلیس تهران دریافت وی به پایتخت فرار کرده و به عنوان پیک موتوری در یک رستوران مشغول به کار است.

بدین ترتیب پرونده در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به جریان افتاد و قضات دادگاه دستور بازداشت موقت وی را صادر کردند.

بازداشت سعید

سرانجام به دنبال چند ماه کار اطلاعاتی  دیروز سعید در حالی که سوار بر موتور می‌خواست غذایی را از رستوران محل کارش به دست یک مشتری برساند با نیابت قضایی دستگیر و به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران منتقل شد. سعید در دادگاه تهران جرمش را انکار کرد و گفت که دختر نوجوان را آزار نداده و او را نکشته است. وی با دستور بازداشت موقت به اراک فرستاده شد تا بار دیگر از خود دفاع کند....

image

جانشین رییس پلیس تهران بزرگ از دستگیری 71 سارق کیف و موبایل که عمدتا با موتورسیکلت اقدام به سرقت از شهروندان کرده بودند، در اجرای نخستین مرحله از طرح صاعقه خبر داد.

ایسنا: سردار حمید هداوند در حاشیه اجرای مرحله نخست طرح صاعقه درباره نتایج اجرای این طرح گفت: برخورد با کیف و موبایل قاپان یکی از درخواست مردم از پلیس است و در همین راستا نیز طرح صاعقه با تدبیر فرمانده انتظامی تهران بزرگ به اجرا درآمد. این طرح  24 ساعت گذشته و با مشارکت تمامی یگان های پلیس پایتخت در سطح شهرتهران به اجرا درآمد و در جریان آن ۷۱ سارق کیف و موبایل قاب که عمدتا با موتورسیکلت اقدام به سرقت از شهروندان کرده بودند، دستگیر شدند.

وی با بیان اینکه اینکه 55 نفر از دستگیر شدگان در 13 باند موبایل قاپی و کیف قاپی فعالیت داشتند،  گفت: این باندها منهدم شده و تحقیقات برای شناسایی و دستگیری دیگر مرتبطان با این افراداز جمله مالخران در حال انجام است.

جانشین رییس پلیس پایتخت از کشف 123 دستگاه گوشی تلفن همراه سرقتی خبر داد و گفت: همچنین 76 دستگاه موتور سیکلت مسروقه و دارای پلاک مخدوش که سارقان با استفاده از آنها اقدام به سرقت کرده بودند، توقیف شد.

وی با تاکید بر اینکه اجرای این طرح تعطیل نشده و مراحل بعدی آن نیز ادامه خواهد داشت، گفت:  یکی از سارقان دستگیر شده در این طرح در اعترافات اولیه خود به ماموران گفت که 50 فقره گوشی تلفن همراه سرقت کرده و آن را به یک تبعه خارجی فروخته است که تحقیقات تکمیلی در این خصوص در حال انجام است.

جانشین رییس پلیس پایتخت در مورد سابقه دار بودن و محل زندگی متهمان گفت: در میان دستگیر شدگان تعدادی از آنها سابقه دار هستند. همچنین برخی از دستگیر شدگان ساکن تهران و برخی دیگر نیز ساکن شهرهای اطراف پایتخت بودند.

هداوند با اشاره به تشکیل پرونده برای متهمان دستگیر شده گفت: متهمان دستگیر شده به مقام قضایی معرفی شدند.

به گفته جانشین رییس پلیس تهران بزرگ برابر آمارها با اجرای مرحله نخست طرح صاعقه میزان موبایل قاپی و کیف قاپی در سطح  تهران بزرگ در مقایسه با روز های قبل کاهش داشته است....

image

معاون امداد و نجات هلال‌احمر شهرستان گرمسار گفت: هواپیمای آموزشی در ارتفاع 150 متری از سطح زمین دچار حادثه شده و سقوط کرد.

رضا عامری در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا اظهار کرد: این سانحه در حدود 300 تا 500 متری از فرودگاه افلاک ایوانکی رخ داده است.

وی با اشاره به مرگ هر دو سرنشین این هواپیما گفت: در اثر این حادثه کاپیتان فتحی‌نژاد که 51 سال سن داشته و خانم حسینی‌نژاد که از نیروهای آموزشی بوده جان باختند.

معاون امداد و نجات هلال احمر شهرستان گرمسار با بیان اینکه هواپیما بعد از برخورد با زمین دچار آتش‌سوزی شده ادامه داد: تیم‌های امدادی به سرعت به محل اعزام شدند.

وی در پاسخ به این پرسش ایسنا که گفته شده هر دو سرنشین بعد از سقوط زنده بودند اما به دلیل گیر افتادن در بین لاشه هواپیما نتوانستند خود را نجات دهند، افزود: زمانی که ما به محل حادثه رسیدیم متاسفانه هر دو سرنشین جان باخته بودند.

عامری از حضور تیم‌های متعدد امدادی در صحنه حادثه خبر داد و اظهار کرد: دو تیم امدادی از هلال احمر، یک تیم از آتش‌نشانی، دو تیم از اورژانس و نیروهای انتظامی به سرعت در محل حضور یافتند. ضمن اینکه فرودگاه نیز دارای یک خودروی آتش‌نشانی است که این خودرو نیز در محل حادثه حضور یافته و اطفاء حریق را انجام داده است.

 به گزارش ایسنا، این سانحه در نزدیکی فرودگاه آموزشی افلاک ایوانکی و در حدود شش کیلومتری شهر ایوانکی رخ داده است.

https://cdn.isna.ir/d/2019/08/15/3/57927333.jpg

https://cdn.isna.ir/d/2019/08/15/3/57927332.jpg

https://cdn.isna.ir/d/2019/08/15/3/57927331.jpg

https://cdn.isna.ir/d/2019/08/15/3/57927330.jpg...

image

خراسان نوشت:از روزی که با «نورالدین» آشنا شده بودم، زندگی را جور دیگری می دیدم. همواره فکر می کردم نیمه گمشده خودم را یافته ام و بعد از ازدواج با یک جوان ایرانی دیگر همه مشکلاتم حل می شود و راه سعادت و خوشبختی را در پیش می گیرم. اما از روزی که با نقشه های او به سرویس های طلا و میلیون ها تومان پول پدربزرگم دستبرد زدم، دیگر آن جوان عاشق پیشه حتی پاسخ تلفن هایم را نداد

دختر 20 ساله ای که به اتهام سرقت ده ها میلیون تومان پول و طلا توسط نیروهای تجسس کلانتری سپاد مشهد دستگیر شده بود، در حالی که بیان می کرد، هدف «نورالدین» از آن همه ابراز عشق و علاقه های دروغین فقط سوءاستفاده از من بود، درباره ماجرای دستبرد به منزل پدربزرگش به کارشناس اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: حدود 10 سال قبل وقتی پدرم در افغانستان فوت کرد، مادرم دست مرا گرفت و به مشهد آمدیم.

پدربزرگم چندین سال قبل و همزمان با شدید شدن جنگ در افغانستان به مشهد مهاجرت کرده بود. او به دلیل این که وضعیت مالی خوبی داشت، منزلی دو طبقه در حاشیه شهر مشهد خریداری کرده بود که همزمان با حضور ما یک طبقه از منزلش را به مادرم اجاره داد. به همین دلیل مادرم مجبور بود در بیرون از منزل کار کند تا مخارج زندگی و مبلغ اجاره منزل را به پدربزرگم بپردازد.

من هم وقتی می دیدم پدربزرگم که مردی پولدار است از مادرم اجاره می گیرد، از همان دوران کودکی کینه او را به دل گرفتم تا این که تحصیلاتم در مقطع دبیرستان به پایان رسید. با توجه به تبحری که در رشته حسابداری داشتم، از حدود دو سال قبل در یک شرکت خصوصی مشغول کار شدم. آن جا بود که به نگاه های «نورالدین» دل باختم. او نیز در همان شرکت کار می کرد و توجه خاصی به من داشت.

خیلی زود رابطه عاطفی عمیقی بین ما شکل گرفت به طوری که دیگر فکر می کردم نیمه گمشده ام را یافته ام و او را نامزد خودم می دانستم. «نورالدین» هم مدام با وعده و وعیدهای ازدواج از من سوءاستفاده می کرد. ابراز علاقه و جملات عاشقانه او به حدی بود که خودم را خوشبخت ترین دختر روی زمین می دانستم. از سوی دیگر نورالدین ایرانی بود و احساس می کردم پس از ازدواج با او دیگر همه مشکلات حضور غیرمجازمان در ایران رفع می شود.

آن قدر در افکارم به آرزوهای دور و دراز خودم می اندیشیدم که هیچ چیزی جز نورالدین نمی دیدم. به همین دلیل همواره سیر تا پیاز زندگی خودمان را برای او بازگو می کردم تا این که روزی از پول های پدربزرگم برایش سخن گفتم که در منزلش نگهداری می کرد.

از آن روز به بعد نورالدین مدام مرا وسوسه می کرد که برای سعادت و خوشبختی خودمان پول های او را به سرقت ببریم. او هر روز برای این دستبرد نقشه های متفاوتی می کشید و از من می خواست نقشه های او را اجرا کنم ولی من جرئت این کار را نداشتم. خلاصه احساس می کردم «نورالدین» از من رنجیده خاطر شده است. بالاخره خودم را قانع کردم که این پول ها، همان مبالغی است که مادرم طی چند سال به پدربزرگم بابت اجاره پرداخت کرده است! با این بهانه خودم را آماده اجرای نقشه نورالدین کرده بودم که اتفاق دیگری افتاد.

آن روز خاله ام که در یکی از کشورهای اروپایی زندگی می کند، به همراه دو سرویس طلا و مقدار زیادی دلار و یورو به مشهد آمد و به دلیل این که بیمار بود طلاها و دلارهایش را به پدربزرگم سپرد و خودش برای درمان به بیمارستان رفت و پزشکان او را برای ادامه درمان بستری کردند. من هم که با دیدن طلاها وسوسه شده بودم با خوشحالی موضوع را به نورالدین اطلاع دادم که او هم بلافاصله نقشه اش را تغییر داد تا بتوانیم اموال خاله ام را نیز سرقت کنیم.

طبق نقشه نورالدین، زمانی که پدربزرگم به همراه فامیل برای ملاقات خاله ام عازم بیمارستان شدند من به بهانه کار ضروری در شرکت با آن ها نرفتم و در یک فرصت مناسب همه طلاها و ارزهای خارجی را به همراه 40 میلیون تومان پول های پدربزرگم سرقت کردم و آن ها را داخل یک کیف به نورالدین رساندم. او هم با گرفتن آن ها به مکان نامعلومی رفت و دیگر رابطه اش را با من قطع کرد، به طوری که حتی پاسخ تلفن هایم را نمی دهد. در این میان پدربزرگم با لو رفتن ماجرا از من شکایت کرده است و حاضر به گذشت نیست مگر آن که اموال سرقتی را به او بازگردانم....

image

ایران نوشت: ساعت 7 عصر چهارشنبه 23 مرداد مأموران کلانتری 118 ستارخان در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت از قتل زن 69 ساله‌ای خبر دادند. به‌دنبال اعلام این خبر بازپرس جنایی و تیم تحقیق راهی محل جنایت شدند.

با ورود به خانه آنها با جسد زن میانسال درحالی مواجه شدند که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود.در صحنه جنایت، پیرمرد 78 ساله‌ای که همسرش بود به قتل اعتراف کرد و گفت: با همسرم همیشه اختلاف داشتیم، اما از وقتی پیر و بیمار شده بودم مدام نگران من بود و می‌گفت باید مراقب سلامتی‌ات باشی، دائم می‌گفت این غذا را نخور یا این کار را نکن که برای سلامتی‌ات ضرر دارد اما این رفتارش بیشتر مرا عصبانی می‌کرد.روز حادثه هم سر همین مسأله با هم درگیر شدیم و او دوباره مرا عصبانی کرد من هم چاقویی از آشپزخانه برداشتم و چند ضربه به او زدم. بعد به طبقه بالا که پسر و عروسم در آن زندگی می‌کنند رفتم و به آنها گفتم که همسرم را زخمی کرده ام، آنها هم بلافاصله خودشان را به طبقه پایین رسانده و با جسد همسرم مواجه شده و با پلیس تماس گرفتند.به دستور بازپرس دشتبان از شعبه دهم دادسرای امور جنایی تهران، پیرمرد با قرار بازداشت موقت به اتهام قتل همسرش به کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت سپرده شد....

image

صدا و سیما نوشت: دختر پنج ساله در رودخانه زاینده رود حوالی روستای صادق آباد هوره شهرستان سامان غرق شد.

مرکز چهارمحال و بختیاری، فرماندار شهرستان سامان گفت: رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی استان گفت: این کودک توسط باشگاه قایقرانی رفتینگ شهر سامان از آب بیرون آورده و پس از تحویل به تکنسین‌های اورژانس، عملیات احیا بر روی وی انجام شد.

فرامرز شاهین افزود: با توجه به اینکه این فرد مدت زمان طولانی زیرآب مانده بود، احیا برای وی مؤثر نبود و فوت کرد.

شهرستان سامان در ۲۰ کیلومتری شهرکرد مرکز استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد و رودخانه زاینده رود از این شهرستان عبور می‌کند....

image

مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران از ورود ربات‌های آتش‌نشان به سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران تا پایان امسال خبر داد.

مهدی داوری در گفت و گو با ایسنا، در باره ورود تجهیزات جدید و مدرن به سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران اظهار کرد: به دنبال ورود ربات‌ها به سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران هستیم و می‌توان گفت که تا پایان سال به ربات‌ها مجهز می‌شویم.

وی با بیان اینکه در دنیا ربات‌ها همچنان به مرحله اطفای دقیق ساختمان‌ها نرسیده‌اند، گفت: ربات‌ها در بخش ارزیابی در دیگر نقاط دنیا نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند، چرا که می‌توانند در بخش ارزیابی و شناسایی موثر واقع شوند.

مدیر عامل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران زمان ورود ربات‌ها به این سازمان را تا پایان سال جاری اعلام کرد و افزود: تا پایان سال جاری شاهد ورود ربات‌ها به این سازمان خواهیم بود.

داوری درباره تعداد این ربات‌ها نیز گفت: درباره ربات‌ها نیز در تلاشیم تا حداقل یک دستگاه را تا پایان سال به سازمان آتش‌نشانی اضافه کنیم. در صورت موفقیت‌آمیز بودن ماموریت‌ها و اگر متوجه شویم که این فناوری، کارایی مناسبی دارد، در سال‌های آینده حتما تعداد دیگری اضافه خواهیم کرد....

ایمیل و نام خود را برای عضویت در خبرنامه ایمیلی سایت ایران , رسانه برخط فارسی زبان! وارد کنید . روزانه مهمترین خبرها و رویداد ها و مطالب سایت ایران برایتان ارسال میشود. این سرویس کاملا رایگان است !