کد مطلب: 

240453

image

به گزارش سیتنا، از سوی دیگر مجید هم تلاشی برای جلب محبت مژده نمی کرد و با کوچک ترین بهانه ای او را به باد کتک می گرفت و وسایل خانه را می شکست و وقتی آرام می شد توقع داشت مژده همه چیز را فراموش کند.

مژده بارها از خانواده اش خواست اجازه بدهند طلاق بگیرد، مجید حاضر نبود طلاقش بدهد و می گفت من هم تو را دوست ندارم اما طلاقت نمی دهم تا زجر بکشی!

دختر 18 سال بیشتر نداشت و وقتی همه درها را به روی خود بسته دید تسلیم خواسته شیطانی عشق سابقش شد و یک شب که همسرش خواب بود در خانه را باز گذاشت تا عشق سابقش بتواند برای کشتن مجید وارد خانه شود.

مجید به قتل رسید و جنازه اش در کنار جاده ای بیرون از شهر رها شد و قاتلان که گمان می کردند راز جنایت شان برای همیشه پنهان می ماند با خیال راحت به خانه بازگشتند تا پس از آن که آب ها از آسیاب افتاد با هم ازدواج کنند.

در اتاق بازجویی مدام اشک می ریخت و به زور حرف می زد.

گفت و گوی افسر پرونده که با مژده تمام شد، ناگهان در اتاق باز شد و زن و مردی با پوششی روستایی وارد شدند و به دنبال آن ها پیرمردی رنجور عصا زنان وارد شد. چشم های هر سه هراسان و گریان دور اتاق گشت. می خواستند دخترک را ببینند. با خودت فکر می کنی ای کاش زودتر نگرانش می شدند، ای کاش زودتر او و زندگی اش را می دیدند...

انتهای پیام

دسته بندی: 

  • خواندنی ها

برچسب: 

  • خیانت - زن جوان - قتل همسر - رابطه شیطانی